امواج مغزی

امواج مغزی

امواج مغزی بینورال چگونه روی مغز اثر می‌گذارند؟

احساس شنیدن امواج شنیداری بینورال زمانی رخ می‌دهد که دو صدای با فرکانس نزدیک از طریق هدفون‌های استریو یا بلندگوهای استریو به مغز برسد.

مغز در داخل خودش این دو سیگنال را یکپارچه می‌کند و از دل آن‌ها یک سیگنال سوم به اسم موج بینورال می‌سازد. دقت کنید که‌موج بینورال را خود مغز می‌سازد.

این موج در بخش ورودی سیستم شنوایی انسان توسط سیستم عصبی شناسایی و شنیده می‌شود و در کل مغز توزیع‌شده و تولید امواج مغزی را دستخوش تغییر می‌سازد و متعاقب آن احساس و توانمندی‌های روانی و جسمی و ذهنی انسان نیز متحول می‌شود.

 الگوهای امواج مغزی:

چگونگی تأثیر اصوات هماهنگ‌کننده مغزی

الکترا آنسفالوگراف دستگاهی است که فعالیت الکتریکی مغز را نشان می‌دهد. آزمایشگاه‌های متعددی درسراسرجهان با این وسیله مطالعات و تجربیات زیادی برای درک بهتر ۴ الگوی اصلی امواج مغزی (بتا، آلفا، تتا، دلتا) انجام داده‌اند.

هر فرکانس دارای ویژگی مشخصی است و حالت مشخصی از آگاهی را ایجاد می‌کند. امواج بتا (۱۴ سیکل در ثانیه و بالاتر) نشان‌دهنده وضعیت بیماری عادی و هنگامی‌که توجه فرد جهان خارج است. امواج آلفا (۱۳- ۸ سیکل در ثانیه) در زمان خیال‌پردازی مدیتیشن سبک هنگامی‌که چشم‌ها بسته هستند. امواج تتا (۷-۴ سیکل در ثانیه) در هنگام خواب و مدیتیشن عمیق و امواج دلتا (۳- ۵/۰ سیکل در ثانیه) در هنگام خواب عمیق و مدیتیشن‌های بسیار عمیق رخ می‌دهد.

مطالعات انجام‌شده نشان‌دهنده آن است که ارتعاشات ناشی از اصوات ریتمیک تأثیر عمیقی روی فعالیت مغزی دارند. شمنها از اصوات ریتمیک متناوب تولیدشده توسط طبل برای انتقال آگاهی و سفرهای خارج از کالبد به جهان‌های درون استفاده می‌کنند. در بین راهبان تبتی با استفاده از مان ترهای ریتمیک و یکنواخت برای ورود به وضعیت‌های مدیتیشن عمیق استفاده اثرات مشابهی در شنوندگان این مان ترها نیز مشاهده‌شده است. ریتم‌های ملایم و ضربان دار نیز به طریق متشابهی عمل می‌کنند. در صورت اینکه موردنظر توسط کامپیوتر تولید می‌شود بسیار دقیق و یکنواخت بوده و می‌توانند برای ایجاد حالت‌های مطلوب مغزی استفاده شود. این حالت بسیار شبیه تنظیم کردن یک رادیو روی ایستگاه مشخصی است.

با فنّاوری اصوات هماهنگ‌کنندهٔ مغزی می‌توانیم آگاهی خود را روی دامنهٔ وسیع‌تری از وضعیت‌های مغزی تنظیم کنیم: هوشیاری، تمرکز، توجه، ریلکسی شن، تجسم، خلاقیت الهام، حافظه، مدیتیشن خواب عمیق، و جدایی آگاهی. مانند امواج صوتی، مغز و ارتعاشات مخصوص به خود را داشته و از آن‌ها جهت ارتباط با قسمت‌های دیگر بافت عصبی و بخش‌های مختلف بدن استفاده می‌کند.

دستگاه EEG با اندازه‌گیری پالس‌های حاصله نورون‌ها که برحسب سیکل در ثانیه بیان می‌شود امواج مختلف مغزی را تشخیص می‌دهد همان‌طور که ذکر شد امواج بتا در حدفاصل ۴۰-۱۳ قرار داشته و با تمرکز بالا و هوشیاری توسعه‌یافته مرتبط است. برخی از دانشمندان عقیده دارند که فرکانس بتای ۴۰ هرتز کلید ادراک است.

امواج آلفا در حدود ۱۲-۷ قرارگرفته ریلکسی شن عمیق مرتبط است ولی نه یک مدیتیشن کامل، در آلفا ما شروع به دستیابی به ثروت عظیم خلاقیت می‌کنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرارگرفته است آلفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت‌های عمیق‌تر آگاهی است. همچنین آلفا محل فرکانسی است که به‌عنوان فرکانس روز نانس میدان الکترومغناطیسی زمین شناخته می‌شود.

تتا در حدفاصل ۴-۷ هرتز قرار داشته و ناحیهٔ شگفت‌آوری که می‌توانیم آن را مورد مکاشفه قرار دهیم تتا به‌عنوان وضعیت سایهٔ روشن آگاهی نیز شناخته می‌شود به‌طورمعمول ما به‌صورت خیلی گذرا در هنگام بر خواستن از خواب (دلتای عمیق) و یا هنگام فرورفتن در آن را تجربه می‌کنیم. در رؤیاهای، تصویر زنده لحظه‌ای در مقابل چشم ذهنی در وضعیت تتا رخ می‌دهند و در این حالت ما مستعد دریافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهی‌مان هستیم. همچنین تتا دروازه‌ای برای یادگیری و حافظه شناخته‌شده است. مدیتیشن تتا باعث افزایش خلاقیت، تقویت قدرت یادگیری، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و توانائی‌های دیگری درزمینهٔ ادراک فراحسی می‌شود.

امواج دلتا در حدود ۴-۰ هرتز قرار می‌گیرند. دلتا با خواب عمیق مرتبط است. علاوه بر این، فرکانس‌های خاصی در محدوده دلتا باعث ترشح هورمون رشد که در بهبود بیماری‌ها و ترمیم بافت‌ها مؤثر است می‌شوند. این امر توضیح‌دهنده ضرورت یک خواب آسوده و عمیق در فرآیند بهبود امراض است.

ریتم و هماهنگی:

ماهیت هستی ریتم است. هر چیزی در حال حرکت به‌سوی ریتم اصلی خود است. از مدارهای گردشی الکترون و پروتون گرفته تا مدارهای عظیم سیارات. ستارگان و کهکشان‌ها، ریتم در موجودات زنده با وضوح بیشتری مشاهده می‌شود. از ضربان مداوم قلبی تا سیکل‌های تنفسی. حدود فرکانس شنوایی انسان ۲۰۰۰۰- ۲۰ هرتز است. ما فرکانس‌های خیلی پایین را نمی‌توانیم بشنویم اما می‌توانیم آن‌ها را به‌عنوان یک فرآیند درک کنیم. هماهنگ کردن به معنای این است که ارتعاشات یک شئ می‌تواند باعث ایجاد نوساناتی با فرکانس یکسان در یک شئ دیگر شود. ریتم‌های خارجی می‌توانند یک تأثیر مستقیم بر روی فرآیندهای فیزیولوژیک و سایکولوژیک شنونده داشته باشد. ثابت‌شده است ریتم‌های کمتر از ۷۰- ۴۸ سیکل در ثانیه با تغییر الگوهای امواج مغزی باعث کاهش ضربان قلب و تعداد تنفس می‌شوند

نویسنده و محقق : علیرضا همتی

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =