qqq

عوامل مشکل آفرین (بخش۳)

عوامل مشکل آفرین (بخش۳)

 

توجیه کردن و همرنگ جماعت شدن

سومین مشکلی که معمولا نیاز ما به احساس ایمان و اطمینان در پی دارد این است که ما را به توجیه کردن وا می دارد . آیا تا کنون در موقعیتی قرار داشته اید که کسی کاری را که هم شما می دانید نادرست است و هم خود او ، انجام دهد و در عین حال بکوشد در مورد آن احساس خوبی داشته باشد؟

اگر یادتان باشد وقتی در مورد قدرت هویت صحبت می کردیم گفتیم یکی از قویترین جنبه های شخصیت انسان نیاز او به سازگار بودن با برداشتی است که از خود دارد . از آنجا که بیشتر ما خودمان را انسانی منطقی و عاقل می دانیم که از انجام دادن کارهای ابلهانه ای که به تن ، روان ، عواطف و روابط ما آسیب می رساند سر باز می زنیم ، وقتی کاری انجام دهیم که می دانیم درست نیست ، برای اینکه در مورد خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود پنداری مان را تایید کنیم، یاد گرفته ایم که آن عامل نادرست را توجیه کنیم.

در روانشناسی برای توصیف این حالت از اصطلاح تضاد شناختی استفاده می شود این اصطلاح به این معناست که هرگاه کسی دوبار، نظر یا نگرش متضاد را همزمان با هم در مورد خودش داشته باشد ، دچار از هم شکافتگی می شود

ما نیازمندیم از اینکه چه کسی هستیم و زندگی مان را چگونه سپری می کنیم ، مطمئن باشیم و نمی توانیم به دو باور و عقیده ای کاملا مخالف اجازه خود نمایی بدهیم . برای مثال اگر کسی که خود را شخصی عاقل و پایبند به سالم زیستن می داند سیگار بکشد ، به همان چیزی که آن را تضاد شناختی می خوانیم دچار خواهد شد. چنین شخصی برای اینکه خود پنداری اش را حفظ کند و احساس « انسانی منطقی بودن » را در خود نگاه دارد ، شروع به توجیه عمل سیگار کشیدن خواهد کرد .

به عبارت دیگر می توان گفت که تغییر دادن برداشتی که از واقعیت داریم بسیار آسان تر از تغییر دادن رفتاری است که نشان می دهیم.

 

aaaa

 

همرنگی با جماعت

چهارمین چیزی که داشتن  احساس ایمان و اطمینان به بهای آن تمام میشود و می تواند برای ما مشکل آفرین باشد یا مارا تضعیف کند همرنگی با جماعت است .

بیشتر مردم هنگامی که در تصمیم گیری هایشان دچار تردید می شوند به دورو بر خود نگاه می کنند تا ببینند دیگران چه می کنند . در روانشناسی اجتماعی ، این عمل را همرنگی با جماعت می دانند همرنگی با جماعت از این باور غلط ناشی می شود که اگر تعدادی کافی از مردم یا دست کم چند آدم مقتدر ، معتبر و متخصص کاری را انجام دهند به آن معناست که آن کار درست و بجاست . اما آیا توجه کرده اید که تا کنون « متخصصان » و « صاحب نظران » چه داروهایی که به ما تجویز نکرده اند، چه راههایی پیش پای ما نگذاشته و چه شیوه هایی « خارق العاده ای » را به ما نیاموخته اند که قرار بوده خوشبختی ما را در زندگی تضمین کنند ولی در عمل هیچ فایده ای نداشته اند؟

پس این حرف مرا آویزه ی گوش خود قرار دهید که « متخصص » و « صاحب نظر » اصلی زندگیتان خود شما هستید و باید با بررسی و آزمایش دریابید چه درست است و چه نادرست . نه اینکه هر کاری که مردم دور و برتان می کنند شما هم بکنید . اگر هر کاری که دیگران می کنند بکنید به همان دستاوردی که دیگران رسیده اند خواهید رسید و در توده ی  مردم حل خواهید شد . شما باید به گونه ای بی همتا و متفاوت بیندیشید و همه چیز را همانگونه که هست نپذیرید . باید متفکری منتقد ، پویا و پیشتاز شوید نه کسی که هرچه به او عرضه میشود چشم و گوش بسته بپذیرد.

 

نویسنده و محقق:  مهندس مهدی عابدینی

2 پاسخ ها
  1. مانا
    مانا می گوید:

    با سلام و عرض أدب
    صحِبتها متين و منطقي ولي من معتقدم در اكثر مسايل واقعا أفراد وارد و دانا و متخصص معمولا (نه صد در صد )از من بي اطلاع اطلاعات دقيقتر و جامعتري دارند،در غير اينصورت لزوم مطالعه و درس و تفحص در مسايل به صورت جزئي چه ضرورت و نفعي دارد؟
    ممنون ميشم اگر پاسخي داريد در اختيار من بگذاريد

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 1 =