قانون جذب

قانون جذب و بیگ بنگ ۲

قانون جذب و بیگ بنگ

سلام به همه ی دوستان عزیز

هر شب بعد از انجام تمرینات در این صفحه نتایج و تجربیات و احساساتی که در حین انجام تکنیک ها خواهید داشت رو مکتوب کنید تا بررسی کنیم و بدونیم که سطح دریافت انرژی و تبادل ارتعاشات در چه وضعیتی قرار دارد.

لطفا هر شب به محض انجام تکنیک – در این تایپیک حاضر باشید تا تجارب و احساسات همدیگه رو بدونیم

قانون جذب – شما هر چقدر تمرکز کنید روی این تایپیک و نوشتن تجارب خودتان و مطالعه ی تجارب دوستان- انرژی ها و احساسات بیشتری را جذب خواهید کرد

قانون جذب : شبیه شبیه را جذب می کند- هر چقدر تمرکز روی یک موضوع بیشتر باشد از آن -بیشتر و بیشتر دریافت و جذب خواهیم کرد

تک تک این تمرین ها در نهایت منجر به تقویت قدرت جذب شما خواهد شد. چرا که قانون جذب بر اساس ارتعاش و انرژی کار می کند. هر چقدر سطح انرژی ها و ارتعاشات شما بیشتر باشد-  قانون جذب برای شما سریعتر و با کیفیت تر کار می کند.

قانون جذب

در  انجام تمرینات گروهی سینرژی رخ می دهد

هم‌افزایی یا سینرژی معمولاً اینگونه تعریف می‌شود: زمانی که دو یا چند عنصر، جریان یا عامل با هم همیاری و برهمکنش (تعامل) داشته باشند معمولاً اثری بوجود می‌آید. اگر این اثر از مجموع اثرهایی که هر کدام از آن عناصر جداگانه می‌توانستند بوجود آورند بیشتر شود در اینصورت پدیده هم‌افزایی رخ داده است.

سینرژی یا هم افزایی را می‌توان در طبیعت مشاهده کرد :

حرکات دسته جمعی و V شکل غازهای وحشی نمونه ی بارزی از سینرژی است یا مسابقات دوچرخه سواری تیمی که دوچرخه سواران هر تیم پشت سر هم در یک خط راست حرکت می‌کنند و مداوم جای نفر اول تعویض می‌شود تا شکافتن هوا در کل گروه انجام شود و بازده یا راندمان کل تیم بالا رود.

  • در ساده‌ترین توصیف می‌توان گفت که برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است.

قانون جذب
329 پاسخ ها
  1. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    خدایا شکرت …درود برهمگی…اقای پاکار امشب چنددقیقه اخر تمرین وقتی در خلا بودم وقتی شما میگفتی نیت و درخواست کنید ثروت رو من یه لحظه حس کردم هیچی رو جز عشق خدا نمیخام و حس کردم همه ی ثروتی که دارم رو رها کردم و رفتم سمت خدا …پرازاشک شوقم انقد پراز اشک شوقم که میخام هق هق کنم …حالم وصف نشدنیه

    پاسخ دادن
  2. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود …امشب سرشار از انرژی بودم به طوری که دست و پاهام حین تمرین میپرید …و اونجا که گفتید ذرات قرمز یه لحظه یه چیزی مث پنبه کوچیک قرمز مث ابر حالت هاله پشت چشمم دیدم …جالب بود برام ….سپاس

    پاسخ دادن
  3. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود ….ممنونم پرا حس ارامشم …خدایا سپاس …خوشحالم که برای خانم ندا اتفاق های خوب افتاده از ته دل براشون خوشحالم خداروشکر دوست خوبم ….استاد بابت خبرخوبتون هم ممنون یه دنیا سپاس

    پاسخ دادن
  4. الهام
    الهام می گوید:

    سلام استاد عزیزو همه عزیزان .
    من در حین انجام تمرین احساس میکنم که به خواب فرو میرم و دقیقا همیشه ۱ دقیقه بعد از تمرین بیدار میشم و اطرافیانم هم میگن وقتی صدات میکنیم خوابی و نمیشنوی. نمیدونم واقعا چه اتفاقی میفته و تاثیری داره یا نه لطفا راهنماییم کنین.تشکر…

    پاسخ دادن
  5. ندا
    ندا می گوید:

    سلام و درود بر شما آقای پاکار
    بی نهایت از شما ممنونم چون این کارگاه زندگی من و به طرز معجزه آسایی تغییر داد‌.تمام انرژی ها منفی و اضطراب هام محو شدند.بیماری که مدت ها درگیرش بودم به شیوه معجزه وار از بدنم محو شد.آرامش مطلق همه وجودم رو فراگرفته.انسانهای بدخواه و منفی اطرافم ناگهان از زندگیم خارج شدن.دشمنی ها همه تبدیل به روابط حسنه شد.رابطه ای که مدتها فقط در ذهنم وجود داشت و اصلا تصور نمی کردم روزی به حقیقت تبدیل بشه ناگهان وارد زنرگی من شد.جناب پاکار در مجموع الان از خوشبختی و آرامش مطلق برخوردارم و مدیون شما هستم‌.پیروز و موفق باشید.

    پاسخ دادن
  6. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود…اقای پاکار باتمام وجودم ازشما ممنونم فوق العاده ارامش دارم فوق العاده حسم عالیه فوق العاده عالیم ….ممنون بخاطر اینکه این تمرین رو طراحی کردین مچکرممممم..سپاس

    پاسخ دادن
  7. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام، این تمرین واقعا خارق العاده هست و به شدت منو تحت تاثیر خود قرار داده در خلا تمامی ثروت و فراوانی که هستی به من هدیه میکرد را با تمام وجودم حس میکردم و غرق در عظمت افرینش میشدم و در انتها که چشمام رو باز کردم تمام وجودم مشغول تسبیح خداوند شده بودند و در پوست خودم نمیگنجیدم و اتفاق جالب واسم این بود که همین امروز پیشنهاد یه کاسبی بهم دادن که از فردا میتونم شروع کنم بدون اینکه ریالی از خودم مایه بزارم و همچنین قرار ها و اتفاقای جالب دیگه.. در پایان از همه و استاد خوبم سپاسگزارم بخاطر همه انچه به من اموخت و از افریدگارم با تمام وجود سپاسگزارم که مرا به این مسیر هدایت فرمود….

    پاسخ دادن
  8. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام درود خدمت همه و استاد عزیز
    از زیبایی این تمرین هرچی بگم کم گفتم.فوق العاده بود مخصوصا جایی ک با نور حرکت میکردم دقیقا حسش کردم از وسط ی تونل نور داشتم رد میشدم و تونل تموم شد ب خلع رسیدم ک با تک تک سلولام حسش کردم فوق العاده است این تمرین…
    و بعد تمرین حس سبکی شادی و ارامش بی نظیری داشتم ک تا الان این حسو تجربه نکرده بودم….
    و ی خواهش دارم اقای پاکار اگ امکانش هس اهنگ اخر تمرینو تو کانال بفرستین؟؟چون واقعا بینظیر بود..ممنون متشکر

    پاسخ دادن
  9. زهرا عمادي
    زهرا عمادي می گوید:

    سلام اقاي ميلاد پاكار عزيز بسيار سپاسگزارم از شما و از خداوند متعال كه شما رو سر راهم قرار داد تمرين امشب فوق العاده بود واقعا عالي بود حس بسيار خوبي دارم در طول تمرين با صداي شما و اهنگهاي بسيار بسيار زيباي اين مديتيشن همراه بودم حس فوق العاده زيبايي رو تجربه كردم وقتي در استوانه نور بودم به شدت براي چند ثانيه يا دقيقه اي به سرفه افتادم و بعد خيلي عالي بودم در خلا خيلي حال و حس عالي رو تجربه كردم
    حس سبكي من در اين تمرين قابل وصف نيست
    خداوند رو سپاسگزارم و از تلاش شما براي اين مديتيشن ارزشمند بسيار سپاسگزارم از همكاران شما هم بسيار سپاسگزارم همواره شاد و تندرست و پر انرژي و ثروتمند باشيد???

    پاسخ دادن
  10. ایلا
    ایلا می گوید:

    سلام استاد پاکار متاسفانه به خاطر مسائلی که برام پیش اومد فقط ۱۰ روز اول رو تونستم با شما همراهی کنم و و از این بابت خیلی ناراحتم و دلم می خواد دوباره شروع کنم تمرینات رو انجام بدم لطفا راهنمایی کنید و آیا تمرین تک نفره تآثیر داره ممنون

    پاسخ دادن
  11. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام امشب این تمرین رو انجام دادم تمرین فوق العاده زیبا و قدرتمند بود که من از تک تک لحظاتش لذت بردم در اواسط تمرین برای لحظاتی وارد یه حالت خاص شدم که زمان و مکان خودم رو تشخیص نمیدادم درست همون لحظه که خودم غرق در ثروت و فراوانی حس میکردم و در انتهای تمرین بعد از باز کردن چشمانم اشک شوق تمام گونه هامو خیس کرد و با تمام وجود افریدگارم رو سپاس گفتم…

    پاسخ دادن
  12. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلامی به گرمی افتاب …..ممنونم استاد این فایل صوتی که اماده کردید بینظیره امشب فوق العاده ارام شدم ممنوم ….اونجایی که گفتید همراه با ستون نور به سمت بالا میریم من حس کردم روحم از تنم جدا شد وزود برگشت حس بینظیری بود اقای پاکار اخر تمرین که چشمام باز کرذم اشک صورتم رو خیس کرد …واولین جمله ای که به ذهن و زبانم اومد این بود خدایا دوست دارم وددراخر عشق درونم و حس خوبم رو برای همه و استاد عزیز تقدیم کردم …. ممنون استاد …خدایا شکرت

    پاسخ دادن
  13. وحید
    وحید می گوید:

    سلام استاد فایل جذب ثروت کیهانی رو الان گوش دادم واقعا زیبا طراحی شده بود سپاسگزارم بخاطر این طراحی خ زیبا… استاد من وقتی چشمم رو میبندم همه جا رو سیاه میبینم وقتی چشمام باز هست و جایی خیره میشم راحتتر تجسم میکنم لطفا راهنمایی بفرمایین این تمرین رو باید چشم بسته انجام بدم تا به مرور زمان تجسمم خوب شه یا همون چشم باز هم مشکلی نیست؟ بعد لطفا راهنمایی بفرمایین اینکه من با چشم باز بهتر تجسم انجام میدم دلیلی داره از لحاظ ذهنی و علمی یا ن ؟؟؟

    پاسخ دادن
  14. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود ….امروز تکنیک اب نمک درمانی رو انجام دادم و امشب تمرین رو انجام دادم فوق العاده حس ارامش عجیبی دارم ممنون از استاد گرامی ….

    پاسخ دادن
  15. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام امشب هر چه به انتهای تمرین نزدیکتر میشدم باز همان ارتعاشات عظیم انرژی را حس میکردم و سرشار از ارامش میشدم و با تمام وجود افریدگارم را سپاس میگفتم….

    پاسخ دادن
  16. شبنم
    شبنم می گوید:

    با سلام خدمت همگي
    تمرين تنفسم را كه انجام دادم بعدش مراقبه كردم ودرمورد هدفم سوالي به ذهنم اومد براي انجام هدفم هميشه يك ترس خاصي منو فرا ميگيره ولي در اين مراقبه بعد ازاينكه سوال يا هدفم از ذهنم گذشت پيامي بهم رسيد كه دو كلمه “چشم دل” يادم موند ومتوجه شدم بايد با چشم دلم شروع كنم وبسيار احساس خوشايندي پيدا كردم وبهتر بگم با دلگرمي زياد ميخوام پيش برم.
    باتشكر از شما آقاي پاكار عزيز وهمراهان گرامي

    پاسخ دادن
  17. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان من امشب نمیتونم تمرین گروهی انجام بدم و الان انجام دادم..سوال داشتم استاد من امشب و دیشب تو قسمت اول سوراخ سمت راست بینی ام..
    کاملا بسته بود ولی در عوض سوراخ سمت چپ خیلی باز بود و تا اخر تمرین هم سمت راست باز نشد
    ینی فقط کمی بهتر شد نسبت ب اول حالا سوالم اینه میتونیم بعد از قسمت اول ک یکی از سوراخای بینی بستس هنوز …وارد قسمت دوم تمرین بشیم یا اینکه ن باید کاملا هردو سوراخ بینی کاملا باز باشن و وارد قسمت دوم بشیم؟؟؟

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و درود بر شما.
      شما وارد مرحله دوم تمرین بشین.
      طبیعی هست که بعضی روزها یکی از سوراخ ها فعالتر از اون یکی باشه.
      در خلال تمرین هر دو سوراخ فعال میشن. شاید نتونین متوجه بشین ولی این اتفاق میافته.
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  18. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام و شب همگی بخیر …من ۸دقیقه بیشتر نتونستم تمرین رو انجام بدم حس کردم حالم داره بهم میخوره و متوقف کردم تمرین رو ولی احساس میکنم نفسم سبک تر شدباهمین ۸دقیقه ….

    پاسخ دادن
  19. حسن
    حسن می گوید:

    سلام و درود بر شما استاد عزیر
    امشب برای من خیلی عالی بود. مخصوصا در قسمت دوم حس کردم ی تیکه نور هستم و ب راحتی با خدا حرف میزدم و اون هم جواب سوالات من رو میداد
    تجربه فوق‌العاده ای بود
    سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  20. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام به همگییی…. امشب تمرین رو انجام دادم چنددقیقه اول حسی نداشتم ولی بعد مرتب تااخر تمرین پاهام میپرید و کف دوتا پاهام به شدت گرم شدن به طوری که حس کردم دارن میسوزن..واینکه چندشب اول وقتی عمل بازدم انجام میدادم انگار دود بود که خارج میشد از گلوم ولی امشب حس کردم هوای تمیز رو از گلوم خارج میکنم ….حسم خوبه ارومم خدایا ممنونم بخاطر این حس زیبا از استاد عزیزمم ممنونم یه دنیا سپاس

    پاسخ دادن
  21. شبنم
    شبنم می گوید:

    سلام به همه دوستان وآقاي پاكار عزير
    من امشب تمرينمو باحس بسيار عالي انجام دادم . با انجام تمام تمرينها وگوش دادن مكرر جملات تاكيدي روز به روز شارژتر ميشوم . خيلي مثبت تر شدم اصلا فكر مشغولي ندارم وديدم به زندگي خيلي عوض شده وبسيار خدارا سپاسگزارم.
    امشب بعد تمرين وقتي روي هدفم تمركز كردم بلافاصله جوابمو گرفتم واين لحظه يك لحظه خيلي عجيبي بود يك آرامش عجيبي منو فرا گرفت كه به زبان آوردنش سخته واين لحظات معنويو براي همگي آرزومندم.
    آقاي پاكار عزيز بسياربسيار از راهنماييهاتون ممنونم

    پاسخ دادن
  22. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.من ده روزی بود احساس سنگینی رو قفسه سینم داشتم حس خفگی که اصلا خوب نمیشد با دوبار انجام این تمرین این حالتم به کل خوب شد واقعا خودم در تعجب بودم.این تمرین رو متاسفانه برخلاف تمرینای قبلی نتونستم مرتب انجام بدم ولی با همون دو بار اثرشو دیدم

    پاسخ دادن
  23. وحید
    وحید می گوید:

    سلام امسب در حین تمرین گرم شدن تنم رو حس میکردم و هر چه به انتهای تمرین نزدیک میشدم تنفسم عمیق تر میشد و اون ارامش همیشگی را بازم حس میکردم ..سپاسگزارم از همه دوستان و استاد عزیز

    پاسخ دادن
  24. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام امشب از شروع تکنیک ارامش عظیمی که در من سرشار شد را با تمام وجودم حس کردم واز خداوند مهربانم سپاسگزارم بخاطر این لحظات زیبا…

    پاسخ دادن
  25. ساميه
    ساميه می گوید:

    سلام استاد عزيز
    يه سوال داشتم
    مگه نه اينكه اين كارگاه واسه جذب ثروت هستش
    به نظر شما نيازي نيست علاوه بر بالا رفتن تمركز با روشهايي كه يادگرفتيم تا الان ، كار خاصي ، گفتن جمله تاكيدي واسه جذب ثروت انجام بديم ؟
    ممنون از وقتي كه ميذاريد

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و درود بر شما

      نه این کارگاه صرفا برای جذب ثروت نیست.
      هر تمرین ویژگی ها و نتایج خودش رو داره.

      تمرین آخر این کارگاه هم مدیتیشن جذب ثروت هست. شما روی هر تمرین تمرکز کنین

      پاسخ دادن
  26. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    با سلام و وقت بخیر.استاد عزیز متاسفانه من به دلیل یکسری اتفاقات و مشغله زیادم نتونسته بودم این تمرین رو انجام بدم و امشب اولین بارم بود که انجام دادم. حس خوبی بود ولی غصه میخورم از اینکه عقب موندم از قافله الان من چکاری میتونم انجام بدم؟ این وقفه حدود یه هفته باعث شده برگرده به پله اول یا میتونم ادامه بدم؟

    پاسخ دادن
  27. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام روز به روز تمرینو بهتر انجام میدم و امشب از همون ابتدا انرژی های عظیمی که در من جاری شد رو حس میکردم…سپاسگزارم از استاد عزیز و همه دوستان

    پاسخ دادن
  28. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام …استاد یه سوال من چندشبه نمیتونم کامل تمرین انجام بدم ده دقیقه بیشتر نمیتونم ران های پاهام به شدت غلغلک میشن و تمرکزمو از دست میدم ….چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
  29. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام و سپاس خدمت همه و استاد عزیز
    سوال من از تجربه امشب منه استاد
    تجربه عجیبی بود بعد ازینکه ۲۰ دقیقه تمرینو اجام دادم.خیلی‌ارامش داشتم و تصمیم گرفتم همینطور ک اهنگ رو ریپلای بود فقط هنگام دم و بازدم نوک بینی خودمو مشاهده کنم.وبعداز چن لحظه رفتم تو ی حالت عجیب ..
    حالتی بین خواب و بیداری بود اگ اشتباه نکنم.ن خواب بودم ن بیدار و اصلا نمیدونم چی شد ک دوباره ازون حالت بیرون اومدم…
    اگ اشتباه نکنم ی چیزایی میدیدم ک زیاد یادم نمیاد..توضیحش برام سخته..
    استاد این چ جور تجربه ای بوده؟؟؟
    ممنون و سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  30. وحید
    وحید می گوید:

    سلام تجربه امشبم از شبهای قبل خیلی عمیق تر بود طوری که اصلا شروع و اتمام تمرین رو تشخیص ندادم مانند یک اهنربا شده بودم کهمیخواستم از جام کنده بشمو باز به زمین میچسبیدم یه حالت اصطکاکی جذاب پیش امده بود و در پایان با تمام وجود خالقم راسپاس گفتم و با دستم صورتمو پامو کله تنمو لمس میکردم و انرژی که در وجودم جریان پیدا کرده بودن را با تمام وجود حس میکردم….

    پاسخ دادن
  31. افشین
    افشین می گوید:

    سلام به آقای پاکار و دوستان گرامی
    در ضمن تمرین تنفس پرناهای کیهانی ، دو سال برای من پیش آمده ابتدا معنی کلمه پرنا چیست؟ و در مرحله حبس نفس بدنم شروع به داغ شدن میکند و به حالتی نزدیک میشوم که اینگار تپش ضربان قلبم دچار اختلال میشود. لطفا راهنمایی بفرماید .

    پاسخ دادن
  32. حسن
    حسن می گوید:

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه ، من امشب پس از ۵ دقیقه جریان انرژی و گرمای زیادی را در ناحیه شکم احساس میکردم و آرامش عجیبی داشتم. پس از اتمام تمرین تا حدود ۱۰ دقیقه احساس چرخش نیروی شدیدی در حول قفسه سینه و قلبم داشتم. احساس بسیار لذت بخشی بود. خدای بزرگ را شکر می کنم و از همه شما عزیزان با تمام وجود سپاسگزارم.

    پاسخ دادن
  33. حسن
    حسن می گوید:

    با عرض سلام خدمت استاد پاکار و همه دوستانی که این تمرین را با هم انجام میدهیم. من امشب ورود انرژی رو به داخل ریه ها و حفره شکمی ام حس کردم ؛ به طوری که بعد از ۵ دقیقه شدیدا گرم شده بودم و آرامش خیلی زیادی داشتم، خدا رو شکر می کنم و از همه شما دوستان عزیز سپاسگزارم.

    پاسخ دادن
  34. شبنم
    شبنم می گوید:

    سلام خدمت استاد عزيزم وهمراهان گرامي
    تمركزم در تمرينهاي تنفسي خيلي زياد شده طوري كه متوجه زمان وسروصداي اطراف نيستم وبه يك نكته در حين تمرين پي بردم :وقتي قراربود شكل يا حالتيو به تصوير بكشم ، خيلي سختم بود ودائم با خودم حرف ميزدم مثلا براي عمل دم تو ذهنم ميگفتم نورسفيد وارد بيني ميشه و… و خيلي سخت بود ولي يكدفعه متوجه شدم تصويرو بايد ببينم وتجسم كنم نه تصويرو رسم كنم ودرك اين موضوع باعث شد با آرامش وشوق بيشتر تمرينامو انجام بدم وهر لحظه منتظر فرصتي هستم كه تمرين كنم.
    ازخدا به خاطر اين فرصتي كه بمن داده كه از شما استاد عزيز كسب آگاهي كنم ممنونم.

    پاسخ دادن
  35. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام و سپاس خدمت همه دوستان و استاد عزیز
    تمرین فوق العاده ایه یکی دوشب اول برام یکم سخت بود. ولی امشب براحتی تونستم انجام بدم تمرین و واقعا حس ارامش و افکار بسیار مثبتی دارم.بسیار ممنونم استاد.
    و در ضمن چون من پشت کنکوری هستم من امروز بالاخره تونستم قدم اول موفقیم رو بردارم.و بدلیل کمبود وقت مجبور شدم قبل اتمام همه تمرینات برای‌رسیدن ب هدفم شروع کنم.
    و این امادگی ذهنی رو تو خودم دیدم و بنظرم با تمریناتتون امادگی کامل ذهنی در من ایجاد شد. امیدوارم باقی تمرینات رو هم بتونم با قدرت بیشتری انجام بدم و ب امید خدا هدفم رو با جسارت تمام تیک بزنم.
    بسیار سپاس گذارم ازتون استاد عزیز.
    تو این چن ماه تمرینات خودشناسی شما فوق العاده بود.ممنون و متشکر

    پاسخ دادن
  36. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.والا من که کلا ناامید شدم دیگه.اینقدر همه حس های قشنگ دارن ولی نمی دونم چرا من ندارم‌.فکر می کنم یه جای کارم اشتباهه اما نمی دونم کجا.من هیچ حس خاصی بهم دست نمی ده‌.???

    پاسخ دادن
  37. شبنم
    شبنم می گوید:

    باسلام خدمت آقاي پاكار وهمراهان عزيز
    من امروز تمرين تنفس راچندبار انجام دادم وهربارحال بسيار خوبتري پيدا ميكنم احساس بسيار سرزندگي وشادابي دارم. درتمرين امشب يكدفعه يك گرفتگي درراه تنفسم باز شد وبسيار سبك شدم وبعداز اون زمان دم وبازدمم طولانيتر شد وخيلي خوب ميتونم تمركز داشته باشم.
    باتشكر

    پاسخ دادن
  38. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود…امشب تمرین رو نشسته انجام دادم وحس ارامش گرفتم وهنگامی که دم رو انجام میدادم موقع حبس انگار یه انزژی عظیمی مث دایره وسط شکمم میچرخید ….وموقع بازدم کامل حس میکردم بدنم سبک و رها میشه و انگار تازه متولد میشدم ….خدایا سپاس ….

    پاسخ دادن
  39. وحید
    وحید می گوید:

    سلام امشب کاملا در معرض سینرژی که توسط دوستان ایجاد میشد قرار گرفتم و در اواخر تمرین گرم شدن بدنم و ارتعاشات همیشگی در وجودم در حین تمرینات را حس میکردم و در حین تمرین امشب احساس میکردم قدرتمندتر میشم و یه میل زیاد به تلاش و کوشش برای رسیدن به اهدافم رو حس میکردم.. در پایان از همه دوستان و استاد عزیزم سپاسگزارم همینطور از خالق خوبم بخاطر خلق این همه زیبایی…

    پاسخ دادن
  40. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلامی گرم به همگی …استاد ببخشید یه سوال من چند شب که موقع تمرین ده دقیقه که تمرین رو انجام میدم بیشتر نمیتونم انجام بدم و حس غلغلک تو ماهیچه های پاهام و کل بدنم میاد به طوری که تمرکز از دست میدم و نمیتونم ادامه بدم وهمونجا تمرین پایان میدم و سپاسگزاری میکنم چیکار کنم که این حالت پیش نیاد؟

    پاسخ دادن
  41. رشاد
    رشاد می گوید:

    سلام درود بر دوستان استاد عزيزم

    فقط يه جواب ميخوام
    علت خميازه كشيدن درحين دم به اين معناست كه انرژي وارد بدن ميشه ايا درسته اقاي پاكار؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
  42. نازی
    نازی می گوید:

    سلام آقای پاکار عزیز ، تشور از لطف و تلاش شما ، توی تمرین تنفس بعد از هر بار بازدم خمیازه میومد ، گاهی هم سرفه ، فکر میکنم به خاطر خروج انرژیهای منفی باشه ، فوق العاده پر انرژی شدم ، سپا سگزارم

    پاسخ دادن
  43. فرزانه
    فرزانه می گوید:

    سلام استاد عزیز.
    امشب احساس سرزندگی میکنم.احساس نشاط و انرژی.
    اولش یکم سخت بود هماهنگی در تنفس و تمرکز و تجسم پرانا ولی بعد برام آسانتر شد.در آخر هم سپاسگذاری از خداوند ، خالق اینهمه زیبایی.

    پاسخ دادن
  44. وحید
    وحید می گوید:

    سلام خدمت دوستان همراهم و استاد خوبم..استاد تمرین را با اهنگ بی کلام قبلی انجام بدیم ایرادی نداره یا بدون اهنگ بهتره؟؟ من در حین تمرین به مرور نحوه صحیح انجام تمرین رو یاد میگرفتم که چطور با ارامش دم و بازدم انجام بدم ولی هنوز مثه شبای گذشته در معرض سینرژی عظیم ایجاد شده قرار نگرفتم ..

    پاسخ دادن
  45. نازنین
    نازنین می گوید:

    باسلام درقسمت اول خیلی حس خوبی لحظاتی فقط شعله شمع و بقیه فضا محو میشه…درقسمت دوم کار سخت تر ولی بیشتر اوقات انگار از بالا نظاره گر شمع هستم و باید تلاش کنم جای شمع رو تغییر بدم…و ولی گاهی کاملا سیاهی انگار ذهنم مقاومت میکنه..

    پاسخ دادن
  46. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم امشب انقدر انرژی در وجودم حس میکردم مانند این بود که در وجودم زلزله اتفاق افتاده مدام در حال ارتعاش و لرزش بودم از همه دوستان ممنونم از استاد خوبم سپاسگزارم و از خالق توانمد و مهربانم سپاسگزارم بخاطر این همه زیبایی…

    پاسخ دادن
  47. منیر
    منیر می گوید:

    درود
    در پارت اول هر چند لحظه ای که محو شعله ی شمع میشم احساس میکنم در بی مکانی و بی زمانی هستم و هیچ فکری در ذهنم نیست و…در پارت دوم خیلی خوب تجسم میکنم طوری که در طول روز اون شعله ی شمع همش جلوی چشمامه
    باسپاس فراوان

    پاسخ دادن
  48. طناز
    طناز می گوید:

    با سلام
    من اصلا تجربه دوستان رو نمیتونم داشته باشم
    اصلا تجسم شعله شمع رو حتی یکبا هم نشده داشته باشم
    فقط امشب سوزش کف پا داشتم قسمت دوم تمرین

    پاسخ دادن
  49. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام در قسمت اول به مرور که به شمع خیره شده بودم در ان محو میشدم که در این لحظات شمع را دو تا کنار هم میدیدم ،ایا درست انجام دادم؟ در قسمت دوم برای لحظاتی شمع رو تجسم میکردم لحظاتی هم ناخوداگاه در ارتعاشات عظیم انرژی محو میشدم انگار به یه مکان دیگه ای منتقل میشدم و در جای دیگه حاضر بودم که خیلی لذت بخش بود برام که همش دوست داشتم اون حسو داشته باشم و تجسمو رها میکردم

    پاسخ دادن
  50. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام ….امشب درپارت اول تمرین افکار منفی به ذهنم هجوم اوردن ولی بهشون توجه نکرذم و تمرکز کردم برشعله ی شمع ودرپارت دوم تمرین ناخوادگاه اشک از چشمام جاری شدن چون وقتی چشم باز کردم بعداز یه دقیقه هاله ی شمع رو میدیدم و رنگ های زیبای شمع رو فقط اون لحظه حس کردم خداچقدر بزرگه و اشکم بخاطر این بود…و اینکه در قسمت اول حس میکردم یکی منو از پشت کمر به سمت جلو حرکت میده مث گهواره حس خوب و ارامشی داشتم ….واینکه استاد یه سوال وقتی چشمم میبستم برای تجسم شعله ی شمع ،شعله رو برعکس میدیدم یعنی سر شعله پایین بود چرا؟!

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و وقت بخیر

      باید با آگاهی و اراده ی خودتون بتونین شعله شمع رو به حالت عادی برگردونین.
      در کل یک تصویر شمع در ذهن حک میشه که باید اون تصویر رو بصورت ارادی و خودآگاه تحت اختیار بگیرین

      پاسخ دادن
  51. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم، امشب در قسمت دوم من برای اولین بار تونستم شعله شمع رو تجسم کنم و کمی هم میتونستم به خودم نزدیک کنم … سپاسگزارم از خدای مهربانم بخاطر این موفقیت…

    پاسخ دادن
  52. صحرا
    صحرا می گوید:

    سلام استاد بزرگوار
    در طی این تمرین زیبا با شعله شمع اون اوایل هیچی نمیتونستم تجسم کنم تا دو سه جلسه آخر که فقط در حد دو ثانیه میتونم تجسم کنم
    استاد عزیز این یعنی اینکه قدرت تمرکز من خوب نیست؟؟

    پاسخ دادن
  53. رشاد
    رشاد می گوید:

    سلام درود بر همه دوستان پر قدرت من
    دوستان من امروز تمرين اب نمك درماني رو انجام دادم اول تمرين بخدا گلوم درد ميكرد اما وقتي تمرين رو به پايان رسوندم هيچ اثري از گلو دردو هيچ دردي نديدم.
    و در مورد تمرين شعله شمع واقعا به قدرت تمركزم كمك كرده و از پيشترم بهتر تصوير سازي مي كنم خيلي جالب شده تصوير سازيام مثل يك معتاد به تصوير سازي هام اعتياد پيدا كردم انقدر شفاف هستن

    قبلا پايان پيامم از خداي يكتا سپاس گزارم كه اين قدرتو در اختيارم قرار داده كه بتونم به خوبي استاد ها تمرين هارو انجام بدم خدايا سپاس گزار درگاه هتم.

    شاد سرزنده باشيد

    پاسخ دادن
  54. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم،در قسمت اول تمرین به مرور زمان هاله ای از نور اطراف شعله شمع برام نمایان میشد ودر بعضی مواقع هم همه محدوده دیدم سیاه میشد و فقط شعله شمع میدرخشید و در قسمت دوم یه انرژی جذاب رو حس میکردم که منو با یه شعاع خیلی کم و سرعت ملایم به دور خودم میچرخوند ولی همچنان در تجسم شعله شمع ضعیف هستم

    پاسخ دادن
  55. نیلوفر
    نیلوفر می گوید:

    سلام,وادب به حضور استاد بی نظیر وهمراهان گرامی ,امشب از ابتدای تمرین گرمای فوق العاده زیادی را در کل بدنم احساس کردم پوست از این حرارت میسوخت ,هنوزم بعداز تمرین این گرما را روی پوستم احساس میکنم ,انگار به منبع وصل شده بودم ونور از اسمان وارد فرق سرم میشد وتمام وجودم تبدیل به نور شده بود وبه اطرافم ساطع میشد این نور ,چاکراهامو بصورت حباب به رنگ مخصوص خودشان میدرخشیدن وفوق لعاده حس بینظیری بود دوست نداشتم تمرینو تموم کنم ودر این حس زیبا بمونم ,شبتون پر از حسای عالی و رویایی

    پاسخ دادن
  56. زهرا
    زهرا می گوید:

    سلام ودرودبه همه دوستان واستادعزیز.امشب هم باتمرکزکامل تمرین روانجام دادم ودمای بدنم درحدی بالارفت که احساس میکردم تب دارم ودرآخربه خلصه فرورفتم وبرای مدتی دراون حال موندم وبرای همگان دعاکردم .سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  57. Negar
    Negar می گوید:

    سلام به استاد عزیزم آ قای پاکار ممنون از شما خیلی زندگیم فرق کرده یک آرامش خاصی درونم احساس میکنم احساس میکنم زندگیم خیلی فرق کرده یک حسی درونم انگار روبه سوی موقعیت عالی میره بازم از شما تشکر میکنم از کانال خوب شما

    پاسخ دادن
  58. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام و شب بخیر به همگی … امشب درقسمت دوم تمرین همش خمیازه میکشیدم نمیدونم چرا شاید بالای ۱۵بار شد ….واینکه امروز تکتنیک اب نمک درمانی انجام دادم وای عالی بود باورم نمیشد اولش ولی بعدش که چشام باز کردم رنگ اب زرد شده بود و اب که بو کردم بوی بدی داشت برام جالب بود ….ممنون از استاد عزیز بخاطر تکنیک های فوق العادتون ….یاحق

    پاسخ دادن
  59. وحید
    وحید می گوید:

    سلام بدلیل اینکه مسافرت بودم امشب دومین شبیه که تمرین رو انجام میدم در قسمت اول اشک زیادی داشتم ولی در قسمت دوم تمرکزم بیشتر شده بود و در لحظاتی ارتعاشات انرژی را در سطوح بدنم حس میکردم و یه حس خیلی خیلی جذاب رو تجربه کردم همراه با ارامش و حس رضایت…

    پاسخ دادن
  60. طناز
    طناز می گوید:

    سلام خدمت استاد عزیز و سپاسگزارم
    سپاسگزارم ازهمه دوستان
    ی سوال دارم استاد
    من اواسط تمرین دوم بودم که ی نیرویی نمیدونم چی شایدم همون انرژی بود
    سر منو و بدنم رو به سمت عقب میکشید و به زور تونستم خودم رو کنترل کنم که نیوفتم
    میشه بفرمایید دلیلش چی بود

    پاسخ دادن
  61. ساميه
    ساميه می گوید:

    سلام ممنون بخاطر همه چيز
    چرا فرموديد تمرين اخر رو داريد اماده ميكنيد
    پس تمرين تنفس و تنفس عميق چي ؟
    دلم گرفت گفتيد تمرين اخر
    اخه قشنگترين لحظات زندگيم انجام اين تمرينات بود

    پاسخ دادن
  62. شبنم
    شبنم می گوید:

    سلام خدمت آقاي پاكار وهمراهان عزيزم
    آقاي پاكار ميخواستم به اطلاعتون برسونم كه من تمام تمرينهارو مرتب انجام ميدم، روزهاي اول خيلي حال خوبي داشتم ولي چند روزه فكرم شديدا درگير ووقتي به خودم ميام متوجه ميشم دائم دارم حرص ميخورم و خودخوري ميكنم يادگذشته ودلهره آينده وغيره وغيره يعني در طول روزو شب همين حالو دارم ولي هر طور شده بازم تمرينها وجملات تاكيدي رو انجام ميدم. خواستم بدونم اين حالت طبيعيه امكان داره بيرون ريزي آلودگيها باشه . يعني ميتونم با اميد بهبودي بيشتر اين فشارهاروپشت سر بذارم
    ممنون ميشم راهنماييم كنيد

    پاسخ دادن
  63. ندا
    ندا می گوید:

    سلام‌.آیا باید شمعی که در تمرین ازش استفاده می کنیم رنگ خاصی داشته باشه؟ منظورم اینه که رنگ شمع ها تاثیری در تمرکز نداره؟؟ و سوال دیگه اینکه من در سایتی خوندم که نباید شمع رو با فندک روشن کرد و حتما باید با کبریت باشه.آیا حقیقت داره؟؟

    پاسخ دادن
  64. رشاد
    رشاد می گوید:

    سلام درود به همه
    اقاي پاكار ببخشيد كه اين چند روزه هيچ تجاربي رو تو سايت مكتوب نكردم ببخشيد

    در كل بخوام راجب اين تجارب شعله حرف بزنم قسمت اول اينكه من از بچگي با فاميل يه بازي رو انجام ميداديم اونم اين بود كه مستقيم رو به روي هم مي ايستاديم و چشمامونو باز مي زاشتيم و مدت ها بهم خيره ميشديم و اصلا پلك نمي زديم. و من در قسمت اول هيچ مشكلي ندارم به لطف بازي هاي كودكي و خيلي خيلي خوش حالم كه با قدرت دارم تمرين مي كنم.
    دوم اين كه من هميشه ادم روياي بودم يعني همه بهم مي گفتن خيلي رويا پردازي و هميشه به تبديدل غير ممكن به ممكن بودم.
    و من هيچ وقت از تصور سازي دست بر نداشتم. تصورات من شايد باور نكنيد مثل يه فيلم Hdمي مونه چون انقدر قبلا در مورد كارام هميشه تصور سازي مي كردم.

    الان هيچ كس دستگاه اندازه گيري نيست تو دنيا كه خوش حالي منو اندازه بگيره.
    خوش حالم كه اين چند سال داشتم يه راه درست رو طي مي كردم و الان بيشتر از اين خوشحالم كه دارم اين راه رو بهتر طي مي كنم.

    و اين خوش حاليو لطف بي كران خالقم خداي يكتا مي دونم كه بهم عطا كرده.

    خدايا امروز با تمام وجودم باتمام قوتم ازتون تشكر مي كنم خدايا من افتخار مي كنم بنده چون شما هستم سپاس گذارم كه انقدر به من لطف دارم

    ممنون تشكر

    پاسخ دادن
  65. رها
    رها می گوید:

    درود توقسمت اول تمرین(اکثرشبا) بعدازکمی تمرکزیه نورخیلی قویترازشعله شمعوبالاترازخودشمع میبینم که بوسیله یه یه رشته ی باریک نوربه شعله ی شمع وصل میشه این نوربقدری زیادهست که نمیتونم نگاش کنم توقسمت دوم شعله شمعوبصورت گل لاله میبینم وتومرکزشعله یه نقطه ی سبز میبینم گاهی وقتام شعله شموبه شکلهای مختلفی ازجمله صورت یه ادم میبینم ولی وقتی چشمامومیبندم فقط چندثانیه میتونم شعله شمعوببینم بدیه نقطه قرمزیاصورتی میبینم
    میخام بدونم تمرینودرست انجام میدم

    پاسخ دادن
  66. افشین
    افشین می گوید:

    سلام خدمت آقای میلاد پاکار و همکاران و دوستان همراه من در گروه بینگ بنگ ارتعاشی ۲٫
    سوالی داشتم آیا میتوان هر سه دوره تمرینات را در یک روز مجددا تمرین کنیم و یا باید طبق گروه دوره به دوره جلو برویم؟
    سوال دوم، در تمرین شمع در ده دقیق اول من هیچگاه احساس یکی شدن با شمع را پیدا نکرده ام ولی در ققسمت دوم همیشه فاصله و کوچک و بزرگ شدن شمع رو خیلی خوب حتی به صورت یک انیمیشن و در ابعاد و به صورت سه بعدی و … میتوانم تجسم کنم.
    لطفا راهنمایی بفرمایید

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و وقت بخیر.
      تمرین سپاس گزاری رو میتونین هر روز تمرین کنین در کنار بقیه ی تمرینات.
      ولی نباید ذهن خسته بشه برای همین توصیه نمیکنم که همه ی تمرینات رو در یک روز انجام بدین. بهتره همراه دوستان باشین.

      تمرین شمع هم نیاز به تکرار داره. در اثر تمرین کردن هست که میتونین قسمت اول رو هم به زیبایی قسمت دوم انجامش بدین.

      پاسخ دادن
  67. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام من بخاطر دلایلی این تمرین رو ذیشب و امشب خارج از ساعت تمرین انجام دادم دیشب اشکال خاصی دیدم ولی امشب درپارت اول شعله ی شمع اوج میگرفت به طور عجیبی و خیلی زیاد بالا میرفت انگار داره شعله اش با نور باریک به سقف وصل میشه برام جالب بود ودرقسمت دوم اشک از چشمام اومد و ناخوداگاه یه چیزی از درونم گفت به شعله ی شمع بگم چی داری بهم میگی و انگار چنددقیقه بعد شمع به شکل یهذحروفی در میومد خیلی برام جالب بود .نمیدونم تخیل من زیاد قوی هست یا واقعا اینا واقعی هست استاد ؟

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      وقت بخیر.
      این رو خودتون میتونین درک کنین که آیا پیام هست براتون. یا صرفا تجسم ذهنی.
      اگه این نوشته ها براتون حامل پیامی بود بدونین که از با خود درونی تون ارتباط برقرار کردین

      پاسخ دادن
  68. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.من هم روز و هم شب تمرین شعله شمع رو انجام می دم اما دریغ از دیدن تصویر شمع یا هرجیز دیگه ای حین بستن چشام.نیازی هست تعداد دفعات تمرین رو بیشتر کنم؟

    پاسخ دادن
  69. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سبحان الله سبحان الله سبحان الله تجربه امشب تمرین شعله شمع فوق العاده بود سبحان الله شاید هیچکدومتون باورتون نشه ولی تو قسمت دوم تمرین تو شعله شمع اشکالی ایجادشدن وهربار که چشام باز بسته میکردم یه شکل جدید فقط سه تا اشکالش واضح دیدم اولیش یه پیر مرد نشسته رو تنه ی چوپ و کم کم خم میشد همراه شعله شمع دومی شکل غنچه ای که جلو چشای خوذم باز شد و سومی شکل بچه ای که تو رحم مادرخم شده وای بعدم حس کردم از سطح زمین نیم میلی یکی منو بلند کرد و باز دستی منو نشوند سرجا و بعداز اون فقط میچرخیدم دور خودم سبحان الله تجربه ام براخودم فوق العاده بود من ۴۰دقیقه تو تمرین بوذم و نفهمیدم ۴۰دقیقه زمان زو وای یه نجربه دیگه ام این بود که شمع رو به رنگ صورتی و بنفش و ابی پررنگ و زرد دیدم فوق العاده زیبا ….استاد پاکار اون اشکال چه معنی داره؟من چندتا اشکال دیدم اخرین اشکال هم انگار یه حیوون رو تنه ی درخت ..

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و وقت بخیر. این تجربه ی شما نشان میده که به عمق خلسه وارد شدین . در این حالت امکان داره که پیام هایی رو از درون خودتون دریافت کنین که فقط خودتون میتونین پیامش رو درک کنین

      پاسخ دادن
  70. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلامی به گرمی شعله شمع …..به دلایلی دوشب قبل نتونستم تمرین زیبا رو امجام بدم وامشب برای اولین بار با ۱۰دقیقه تاخیر تمرین رو شروع کردم …چشکام خیلی کم تو ده دقیقه اول پلک میخورد واینکه بعداز ۵دقیقه اول اطراف چشمام لایه های مشکی میومد ونمیذاشت اطراف بینم و باعث میشد فقط شعله شمع ببینم جالب بود ودرقسمت دوم وقتی چشمام میبستم برای تجسم شعه شمع فقط یه لحظه تصویرش جلو چشام ظاهر میشد و بعدش غیب میشد وهمه جا سیاهی و اینکه بعداز چندبار که اینکارو کرذم پلکم سنگین شد و حالت خواب بهم دست داد ….دراخر تمرین هم از همه و بخاطر همه چیز خداروشکر کردم الان حس ارامش عظیمی در بدنم حس میکنم….ممنون استاد

    پاسخ دادن
  71. Negar
    Negar می گوید:

    سلام بر همگی من برای تمرین سعی کردم پلک نزنم با انگشت پلکم را گرفتم هر وقت خواستم پلک بزنم از چشمانم اشک آمد ولی تونستم با چشمان بسته تجسم کنم شعله شمع را فقط دیگه شعله شمع را میدیم

    پاسخ دادن
  72. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام بسیار عالیه بنظرم…
    تو قسمت اول تمام دورو برم تاریک میشد و فقط فقط شعله شمع بود و نو شمع کم و وقتی ب خودم میومدم و متوجه میشدم ب حالت عجیبی رسیدم ی دفعه باز زیاد میشد…
    تو قسمت دومم شعله شمعمو ب صورت یک نقطه بنفش و سبز کمرنگ میدیم ک همونو نقطه رو روش تمرکز میکردم و اخرش ب ی شکلی در میومد….
    تجربه فوقالعاده بود بنظرم
    سپاس ازتون…

    پاسخ دادن
  73. Hamed
    Hamed می گوید:

    با سلام خدمت همه دوستان مي خواستم تجربه ايي كه داشتم باهاتون در مييون بزارم , ١٠ دقيقه اول تمركزم رو شمع بود هاله شم و لايه هاي رنگيش شرو كردن به نمايان شدن ، شعله شم دوره شده بود از همه رنگها و رنگها جاشونو با همديگه عوض ميكردند زرد -طلايي – بنفش- ابي – سفيد و گاهي ٧ رنگ همه با هم مييو مدند، وقتي چشام سنگين مي شد ندايه درونيه دلم ميگفت اين جمله ها رو با من تكرار كن ” من چشام به اسوني در طول مديتيشن باز ميمونه، من لذت مي برم از اين مديتيشن….” و همچنين شد ، بعد قسمت دوم شروع شد چند سانيه تمركز و بعد چشا بسته، نورا از همه اطرف جم شد و يك شكله شعله شم رو تشكيل داد اين شعله بهم سلام كرد و خودشو اگاهيه شمع معرفي كرد ، چشام و باز كردم بستم دوباره همون شعله با پشت زمينه كاملا تاريك ، انگار فقط شعله بود و هيچ، تونستم شعله رو عقب جلو ببرم، راست و چپ.. و در اخر اگاهي شعله بهم گفت براي امروز بسته تمرينت و من تشكر كردم و چشامو باز كردم و جالب اينه كه مدت مديتيشنم هنوز تموم نشده بود ولي بعد تشكر و باز كردن چشمام تلفنم خاموش شد ، باتريش تموم شد

    پاسخ دادن
  74. نازی
    نازی می گوید:

    سلام آقای پاکار عزیز ، تمرین شمع برایم بسیار لذت بخش است ، هاله ی شمع رو میبینم ، گاهی شمع جلوی چشمام دو تا میشه آیااشکالی نداره ؟ در قسمت دوم فقط برای یکبار شعله ی شمع توی ذهنم نقش بست ، فکر میکنم من نیاز دارم مدت زمان این تمرین رو بیشتر کنم ، سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  75. ساميه
    ساميه می گوید:

    سلام جناب استاد
    واسه پارت اول بعد از چند دقيقه غير ار شمع چيزي نميبينم و بكسري تسعسهات مشكي مثل موج اطراف سمع هستش
    توي پارت دوم از يك نقطه قرمز با حاله الي رنگ شروع شدش ولي لعد انگار ويط به تونا هيتم دارم با به سرعت ثابت با صورتم حركت ميكنم
    دارم تمرين رو درست انجام ميدم ؟
    ولي كلا حس خوبيه دلم نمي خواد ده دقيقه تمام بشه

    پاسخ دادن
  76. نازنین
    نازنین می گوید:

    امشب خیلی خوب بود در ده دقیق اول گاهی اوقات علاوه برنور شمع ..بالای چشمام هم نور میدیدم و در ده دقیقه دوم یک لکه نور میدیدم…وقتی بهش تمرکز میکردم واضح تر میشد

    پاسخ دادن
  77. نازنین
    نازنین می گوید:

    سلام من قسمت اول فقط شمع میدیدم و متوجه بقیه اتاق نمیشدم…درقسمت دوم وقتی چشمم میبستم وسط سیاهی یه لکه کوچک قرمز نارنجی میدیدم…به روشنی شمع نبود.ولی در کل یه حس ارامش خوبی بود.

    پاسخ دادن
  78. شبنم
    شبنم می گوید:

    باسلام وروز بخير
    من تكنيك شمع رو دوبار انجام دادم در پارت اول تمرين خيلي پلك نزدم وتمرين خوبي بود .در تمرين دوم گاهي موقع تجسم شمع فشار زيادي به سرم وپشت چشمام مي يومد.
    آقاي پاكار فقط از ديروز خيلي بهم ريختم وفكرم شلوغ شده و اون حس سبكي وآرام بودنو ندارم . لطفا راهنماييم كنيد كه چي كار كنم
    ممنون از مهر بي دريغتون

    پاسخ دادن
  79. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.من قسمت اول با اینکه چشمم منحرف نمیشد جای دیگ ولی همش بی اختیار پلک میزدم ولی قسمت دوم رو از اونجایی که از بچگیم سرگرمیمه تجسم کردن هر چیزی تو ذهنم بهمین خاطر خیلی راحت انجامش دادم. بخش اول مثل تمرین قبلی باعث شد که همه حواسم رو شمع بلشه و آسوده باشم برای چندین دقیقه از هر فکر و خیالی ?

    پاسخ دادن
  80. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.در قسمت اول که نشد پلک نزنم و پشت سرهم به صورت ناخودآگاه پلک زدم.در قسمت دوم هم هرچه سعی کردم نتونستم شعله شمع رو تصور کنم با چشمان بسته.حالا لطفا بگین چه کنم که بشه؟

    پاسخ دادن
  81. نازی
    نازی می گوید:

    با سلام ، تمرین شمع بسیار لذت بخش بود ، گاهی جز شعله ی شمع چیزه دیگه ای نمیدیدم ، توی ده دقیقه ی دوم چشمام رو که میبستم متاسفانه تصویر شمع توی ذهنم نقش نبست ، فقط گاهی نقطه ای قرمز رنگ میدیدم

    پاسخ دادن
  82. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلامی گرم به همه …امشب اخرای پارت اول تمرین وسط یه بیابون وسیع وایساده بودم و بیابون میچرخیذ جلو چشامم یامن میچرخیدم نمیدونم ….درپارت دوم تمرین هم حس کردم رو اب رودخونه شناورم یه لحظه فقط یه لحظه گذرا…. ممنون از شما استاد گرامی

    پاسخ دادن
  83. شبنم
    شبنم می گوید:

    با عرض سلام خدمت آقاي پاكار ودوستان
    من در تمرين امشب خيلي حس سبكي وبي وزني داشتم وبسيار آروم بودم ودوست نداشتم زمان تمرين تموم بشه. لحظاتي بسيار كم پيش اومد كه واقعا خودم نبودم.
    باتشكرفراوان

    پاسخ دادن
  84. منیر
    منیر می گوید:

    درود و تشکر فراوان
    بخاطر فرزندم شبها نمیتونم شرکت کنم بنابراین تمارین رو در روز انجام میدم…چندوقتی هست روی سروصداهای ذهنیم کار میکنم خیلیهارو بخشیدم، حذف کردم، سعی کردم بااین تمرینات افکارمنفی رو از ذهنم دور کنم تا به آرامش برسم….در طول تمرین احساس میکنم نفسم گاهی حبس میشه و انگار سرم در یک سطح بالاتر قرار میگیره ویکجا میخکوب میشه البته قبلش حسم اینه که همراه با آهنگ سرم تکون میخوره و بعد محو آهنگ میشم و حس خوب و پر از آرامشی رو بهم القا میکنه….لطف میکنید بگید آیا درسته تمرینم یانه؟ ممنون میشم
    کتاب و جملات تاکیدیتون فوقالعاده اس

    پاسخ دادن
  85. yahya
    yahya می گوید:

    سلام
    تجربه شخصی م فقط در بخش تمرین گذر ابر هست که انگار لحظاتی میخوام از خودم بی خود بشم اما سریع اون حالت از بین میره …

    دو سوال داشتم
    فکر رو نگاه کنیم همون بهش توجه نکنیم و ادامه ش ندیم هست؟
    می شه یک پرده سینمای بزرگ رو تجسم کنیم و هر فکری که می یاد روی اون ببینیم که داره نمایش داده میشه یا نه کلا تجسم چیزی اینجا ایراد داره؟
    تشکر

    پاسخ دادن
  86. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام و شب بخیر.من امشب به قدررری غرق در افکارم شده بودم که اصلا متوجه تموم شدن بخش اول موزیک نشدم و زمانی به خودم اومدم که کلا هر دو قسمت تموم شده بود و اهنگ کلاقطع شد.دوباره زدم اولش و رو نفسم تمرکز کردم. درسته خیلی عالی انجامش ندادم ولی فکرم خیلی اروم شده د شبا راحت میخوابم.قبلا تا سرمو میذاشتم رو بالشت هزارجور فکرر و خیلل میکردم و بسختی خوابم میبرد ولی جدیدا راحت میخوابم.متشکرم ازتون?

    پاسخ دادن
  87. افشین
    افشین می گوید:

    با سلام به دوستان
    امشب من در جریان تمرین ده دقیقه اول چهره مادر خدابیامرزم را باچهره ای شاد و خندان دیدم و گریه ام گرفت آیا ربطی به موضوع تمرین دارد و یا اینکه با توجه به فرمایش شما که نباید در موضوعات غرق شویم، من تمرین رو به اشتبته انجام میدهم!
    لطفا راهنمایی کنید. با سپاس

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام
      افکار هر چیزی میتونن باشن. خاطرات بچگی یا تصاویری از عزیزان.
      ولی نباید احساسی بشین.
      گریه کردن برای یک فکر و تصویر نشون میده که شما خودتون رو جزئی از اون فکر دونستین. در حالی که باید خودتون رو جدا کنین از افکار و تصاویر

      پاسخ دادن
  88. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلامو سپاس خدمت همه دوستان
    اقای پاکار من از وقتی این تمرین رو شروع کردم
    ن فقط موقع تمرین بلکه در کل روز نظاره گر افکار خودم شدم وخیلی راحت میتونم افکار منفی رو با مثبت عوض کنم…. ینی کل تمرکزم روی زمان حال شده..
    فوق العادس در ضمن کل روز حس ارامشی عمیق و فوق العاده رو دارم….سپاس ازتون اقای پاکار

    پاسخ دادن
  89. Rashad
    Rashad می گوید:

    سلام درود فراوان

    امشب يه اتفاق غير منتظره افتاد يكي اومد منو ناراحت كرد البته اشتباه ناخوداگاهي خودم بود كه منجرب اشتباه اونم شد خلاصه من ناراحت افسرده تمرينو شروع كردم ده دقيقه اول كامل اروم شدم و انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده تمرينو به سر دادمو الانم دارم مي نويسم
    خدارو شكر مي كنم كه اين تمرين باعث شد كه حالم بهتر بشه ولي شاهكار كردم كه با اون حال بهترين تمرينو داشتم ممنون

    پاسخ دادن
  90. kiyan
    kiyan می گوید:

    سلام
    من امشب در حین انجام این تمرین احساس ی نور بسیار روشن از دور دست میکردم و دوباره تمرین رو ادامه میدادم.

    بعضی مواقع احساس میکنم من سریعتر باید به خواسته هام برسم و فقط سعی میکنم که خودم رو در وضعیت نظاره گر بودن احساس کنم و در کل این تمرین رو دوست دارم

    پاسخ دادن
  91. Rashad
    Rashad می گوید:

    سلام درود فراوان

    امشب ميخوام فقط در مورد تغيرم صحبت كنم

    شب اول من تازه اين تمرينو انجام دادم كه خيلي سخت بود برام موفقيت كسب كردم اما نه خيلي زياد

    اما حالا من به راحتي اين تمرينو انجام ميدم چه جوري بگم صفر يك بدنم شده خدا رو شاهد مي گيرم وقتي انجام ميدم دارم كامل انرژي هارو كه به بدنم مياد لمس مي كنم با تمام مولوكول هايم تشكر

    پاسخ دادن
  92. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام به همه ی دوستان و استاد گرامی..امشب تو پارت دوم تمرین حس میکردم روح از بدنم میخاد بیاد بیرون انگار نصف روح تو تنم بود و نصفش بیرون و یکی دودقیقه ی اخر نزدیک بود حالم بهم بخوره ….استاد دلیلش چیه؟

    پاسخ دادن
  93. طلا
    طلا می گوید:

    سلام هر شب که میگذره ذهن من خیلی اروم تر میشه بعضی اوقات به هیچی فک نمیکنم وسط تمرین یا اگه فکری بیاد تو ذهنم کاملا اگاهم بهش و اگه فکر منفی باشه سعی میکنم مثل ابر از بالای سرم گذر کنه
    خیلی احساس ارامش میکنم بعد تمرین
    سپاس

    پاسخ دادن
  94. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام خدمت همه دوستان. واقعا خارق العاده بود لحظاتی که به هستی وصل میشدم و بی زمانی رو تجربه میکردم و از حصار ذهن خودم رو رها میدیدم‌. خدایا سپاسگزارم بابت همه چیز….

    پاسخ دادن
  95. Rashad
    Rashad می گوید:

    يه سلام به دوستان خوبم و استاد بزرگم

    هر شب دارم از شب قبل احساس برطرف شدن نقطه ذعف هام هستم
    ديشب اول امرين سر در گم بودم اما امشب از اول تا اخر تمرين فوقلاده بودم بدون اشكال احساس مي كنم دارم كامل ميشم فوقلادس اين تمرين اين احساس در من پيدا شده كه احساس مي كنم تمرين هاي بعد فوقلاده ترينن الان دوست دارم درست انجام بدم كه مشكلي پيش نياد واسه تمرين هاي ديگه چون ميخوام اوني بشم كه لياقتمه

    پاسخ دادن
  96. طناز
    طناز می گوید:

    من این حسی که دوستان میگن رو اصلا ندارم سردرد هم گرفتم از شب گذشته
    من فقط به اتفافاتی که درطول روز مبوفته نگاه گذرا دارم
    این درسته یا خیر

    پاسخ دادن
  97. صبا
    صبا می گوید:

    سلام شب رو روز همه همگروهیانم ناب طلایی، سلام به “واسطه خیر”آگاهی های ناب طلایی استاد محترم، من در پارت اول تمرین وقتی شاهد بودم گاهی در قالب فیلم زندگیم میامدم و میرفتم الان چشمامو میبندم اما خیلی چیز دقیقی بخاطر بیاد ندارم…اولش و آخرش رو بیاد دارم که در آخر شاهد بودن روبروی یک بیایان و حالت کویر ایستاده بودم و هر آنچه از آدمهای ناب زمان که دوسداشتم ببینمشون اما هرگز ندیدمشون رو دیدم و فقط با همه حس خوب دوسداشتن نگاهشون میکردم…در پارت دوم آهنگ انگار همه افکارمو مثل پشت در گذاشتن، گذاشتم و آمدم و روی تنفسم تمرکز داشتم و زندگی کردم اون جنگل و رود رو کم کم صدا بارون اضافه شد و با تمام وجود حس میکروم صدا زیبای بارون رو که وقتی روی درخت و برگ و زمین و رودخونه میخوره انگار چشمام با همه وجود قطرهای بارون رو حس میکرد که چطور برخورد میکنه…گاهی از کالبد نشستم در جنگل جدا میشدم و همه چیزو لمس میکردم و دوباره بر میگشتم سر جام…در آخر آهنگ پارت دوم چیزی جز صدا آهنگ نمیشنیدم و خودم داشتم برای همه اون عالمی که اونجا بود آهنگ رو مینواختم وقتی آهنگ رو مینواختم ذرات نور خیلی کوچولو در هوا بود وقتی نزدیک زمین میشدن شکل قلب کوچولو طلایی رو میگرفتن و به سمت بالا حرکت میکردن بطور نرم و آهسته و در بین درختان بلند جنگل فقط گردش و چرخش نور دیدیه میشد….استاد گرامی امیدوارم به خوبی مقصود و معنا تمرین شگفت انگیز رو انجام داده باشم…برای همه همگروهیانم رستگاری رو طلب دارم

    پاسخ دادن
  98. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود….حسی که چندشب اول مخصوصا شب اول رو داشتم دیگه نداشتم ….حس میکنم ذهنم پراز افکار پوچ خیلی ذهنم شلوغه خیلی به طوری که نه تنها این افکار که به سطح میان تموم نشدن بلکه بیشتر بیشتر دارن میشن ….اشفته سدم یه بغض سنگینی راه گلوم سد کرده ….چیکارکنم اقای پاکار که اون حال شب اول بدست بیارم شب اول برام تکرارنشدنی بود فوق العاده بود

    پاسخ دادن
  99. رشاد
    رشاد می گوید:

    سلام درود بر همه

    اگه بخوام واقعيتو بگم فقط مي تونم اينو بگم كه خيلي تمركزم در زندگي زياد شده علاوه بر اين كه شب ها اين تمرين رو انجام ميدم بلكه سعي مي كنم در روز هم از اين تمرين در شرايط خاص استفاده مي كنم نتيجه اي رو گرفتم كه طبق اين نتيجه از زندگي كردن لذت ميبرم باور كنيد وقتي داريد وضو مي گيرو تمام تمركزتونو روي وضو گرفتن بزاريد نمي دونيد چه انرژي فوق العاده اي رو كسب مي كنيد

    اقاي پاكار ممنونم از اين تمرين فوقلادتون ممنونم

    پاسخ دادن
  100. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.حجم افکارم نسبت به شب اول خیلی کمتر شده.یه جورایی دیگه حوصله فکر کردن به گذشته رو ندارم.فقط یه آرامش جالبی میاد سراغم.قسمت دوم هم که اصلا عاااااالی.سبک شدم حسابی.متشکرم.

    پاسخ دادن
  101. نازی
    نازی می گوید:

    سلام حال شما ، تمرینات این دوره خیلی قویتره ، حس خنکی و سبکی بیشتری دارم ، انگار ریه هام باز شده ، گرفتگی توی پیشانی رو امشب نداشتم ، صدای آبشار رو تا مدتی بعد از تمرین مشنوم ، در مورد کتاب قدرت حال ، خیلی عالیه خیلی خیلی دوسش دارم ، بعضی جاهاشو نمیفهمم ، احساس میکنم همون چیزیه که همیشه دنبالش بودم ، بسیار سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  102. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.شبتون بخیر. من چرا مثل بقیه دوستان حال و هوای خوبی نمیگیرم؟؟? من از شب اول این ترم هر شب کودکیم اومده جلو چشمم و گریه کردم و چند تا از اتفاقات بد دیگ.یعنی وقتی شروع میکنم اصا نمیدونم بچی فک کنم یهو خودش میاد.تو بخش دوم تمرینم نمیتونم مطلقا به نفسم فقط تمرکز کنم ادامه فکرا هجوم میارن به ذهنم ولی پس میزنم و سعی میکنم فقط به نفسهام توجه کنم! راهنماییم کنید استاد سردرگم شدم

    پاسخ دادن
  103. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان همراهم و استاد عزیزم.. نمیتونم وصف کنم این لحظات رو فقط میدونم که دوست دارم فرو برم در این لحظات وپایانی نباشه.. در قسمت اول یواش یواش حس میکردم مثه یه بادکنک سر و صورت و تمام بدنم دارن باد میشن و بزرگ میشن که یه لحظه انگار از داخل بادکنک در حفره ای فرو رفتم و در حال پیش روی هستم مدام سیاهی هایی از جلوم رد میشدند انگار در درون خودم بودم در قسمت دوم هم در حالتی که به حظور نشسته بودم یه لحظه انگار تلنگری خوردم و میخواستم از خودم جدا بشم ولی نشد بعد از اون فقط یه ارامش بزرگ و قطرات اشکی که گونه هامو خیس کردند و احساسی که به یکباره تمام رویاها و ارزوهایی که برای اینده داشتم بی اهمیت شدن و هیچ تلاشی تو ذهنم برای دستیابی به ارزوهام حس نمیکنم فقط تو این لحظه دوس دارم گریه کنم و با تمام وجود خدا رو شکر کنم دوست دارم خودمو بغل کنم و بهش عشق بورزم اصلا نمیدونم چه حسی دارم و چی باید بگم….

    پاسخ دادن
  104. رشاد
    رشاد می گوید:

    سلام درود
    يكم سردر گمي داشتم اول تمرين اما يواش يواش داشتم خوب ميشدم كه اواسط تمرين كه تازه تكركز كرده بودم يه انرزي فوقلاده وجودمو گرفت كه لانم داره تنمو مي لرزونه حالم عالي ضربان قلبم روي عشقه پر از اميد خوش حالي

    واقعا سپاس گذارم از تمرينتون

    پاسخ دادن
  105. فرزانه
    فرزانه می گوید:

    با سلام.
    ۱۰ دقیقه اول فقط فکرهای مختلف میاد تو سرم و میرن.ده دقیقه دوم فکرهای بیشتری میاد ب ذهنم طوری ک حفظ آگاهی روی تنفس سخت میشه برام.همچنین وقتی ک بخام کمرم راست باشه و صاف بشینم زود خسته میشم و نمیتونم احساس رها بودن و آزاد بودن داشته باشم.
    دوست دارم زودتر ب آگاهی درونی برسم و این احساس آرامش رو درک کنم.

    پاسخ دادن
  106. شبنم
    شبنم می گوید:

    سلام شبتون بخير
    در تمرين امشب لحظاتي بود كه به شدت كمرم درد ميگرفت واحساس ميكردم نميتونم بنشينم در همين موقع آگاهي بهم رسيد كه من افكارم نيستم ودرد را مانند تصاوير رد كردم . دوسه باري اينكارو انجام دادم وبعد تمرين متوجه شدم كه اصلا درد ندارم وفراموشش كرده بودم.

    پاسخ دادن
  107. سامان
    سامان می گوید:

    سلام.من تو این دوشب در ده دقیقه دوم تو فضایی میرم که خیلی سرسبزه و دریچه ایی پر آب و آبشار…آب زلال فیروزه ای و من تو اون آب شنا میکنم و لذت می برم و بالای سرم ابرها حرکت میکنن. یه حس آرامش و حس سبکی و وقتی تمرین تمام میشه احساس میکنم انرژی زیادی دارم.

    پاسخ دادن
  108. نازی
    نازی می گوید:

    سلام آقای پاکار ، دیشب بعد از تمرین حس و حال خیلی خوبی داشتم ، باد خنکی رو احساس میکردم ، نمیدونم چرا توی پیشانیم توی قسمت آجنام سنگین شد

    پاسخ دادن
  109. نازنین
    نازنین می گوید:

    سلام ببخشید میشه در مورد نحوه نوشتن اهداف هم کمی توضیح بدید..و اینکه من معمولا بعد از چند دقیقه که چشمامو میبندم خوابم میبره.چیکار باید بکنم؟؟

    پاسخ دادن
  110. رضا سلحشور
    رضا سلحشور می گوید:

    سلام دوستان شب قبل هنگام تمرین تمام ۲۰ دقیقه از چشمام اشک میومد.و.نظاره کردم که چقدر افکار پوچ وبدرد نخوری دارم وفوقالاده تمرین.

    پاسخ دادن
  111. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم، امشب رد قسمت اول تمرین یه جاهایی حس سبکی و و یه لحظه بن بست مانندی داشتم که هیچ عکس العمل خاصی ازش تو ذهنم نیس البته خیلی تایمش کم و در حد ثانیه بودش در قسمت دوم تمرین امشب نفس کشیدنهام طبیعی تر شده بودن و تمرکزم روی دم و بازدم بود فقط چیز خاصی حس نکردم فقط جاهایی که به تنفسم فک میکردم نفس کشیدنم تندتر میشد مجبور میشدم نفس عمیق بکشم

    پاسخ دادن
  112. فاطيما
    فاطيما می گوید:

    سلام شبتون بخير، استاد من حس سبكي پري رو داشتم كه روي رود روان هست و همينطور كه حركت ميكردم اسمان و ابرها هم در حركت بودن، حس فوق العاده سبكي بود
    در قسمت اول هم مثل تماشاچي سينما از دور به افكارم نگاه كردم ولي حس خاصي نداشتم

    پاسخ دادن
  113. الهام
    الهام می گوید:

    سلام به همگی
    استاد عزیز و نابم تمرین فوق العاده بود وقتی پارت ۱ رو شروع کردم اولش حواسم با آهنگ بود اما یه کم بعد زندگیم مثل اینکه روی پرده باشه و من تماشاچی بودم رو دیدم همه اتفاقات زندگیم از گذشته تا االان و از الان تا آینده و آرزوهام و حس کردن آیندم رو فقط میدیدیم..همه کسایی که دوسشون داشتم دوستام کسی که از دستش دادم همه اتفاقات زندگیم و همسرم و همه چی از ته وجودم همه خاطرات و گذشتهم بیرون کشیده شد و نگاه میکردم(گاهی به عدم وصل میشدم در این بخش یه بیبان بیکران بود بی آب و علف و بدون هیچ صدایی الانم که میگم دارم میبینمش مثل یه بیکران زمین ه)
    در قسمت دوم ابرها رو بالا سرم دیدم که تفکراتم بودن تونستم تمرکز روی نفسم داشته باشم….تفکراتم همونطور که گفتین مثل ابر بودن خودشون رو نشون میدادن و میرفتن…و وسطا آهنگ به یه بیکرانگی وصل شدم که فقط ابر بود و بالا و همش سکوت و خودم که ایستاده بودم…هیچی اونجا تو اون لحظات نبود(فکر کنم خلاء بود)…و اما در آخرای آهنگ تفکرم روی چگونگی مردنم و آرزوهایی که برای اون لحظه دارم با عشق مطلق تصویر شد و اشک روی گونهام بود…استاد عزیزم امیدوارم این تجربه ناب همون خلاء بوده باشه….حس و احساسم عاااالی در کل…محشرررر

    پاسخ دادن
  114. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام عذر میخوام استاد اگه ممکنه یه کوچولو توضیح بدین نظاره کردن فکر چجوره ؟ من وقتی افکارم میومد هیچ قضاوتی نمیکردم یعنی نظاره میکردم؟ و اونجاهایی که حوصله فک کردن نداشتم و فکری نبود یعنی تو خلا بودم؟

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام
      فایل صوتی توضیحات و متن هایی که در کانال گذاشتم رو لطفا دوباره مطالعه کنین.
      نظاره کردن یعنی اینکه بدون قضاوت و بدون غرق شدن آگاه باشین بر افکار و اجازه بدین خودشون بیان و برن.
      وقتی هم خسته شدین- این خستگی هم بازهم یک فکر هست و باید نظاره گر باشین

      پاسخ دادن
  115. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام من در ۱۰ دقیقه اول که افکارمو نظاره میکردم در اواخر تمرین که از فکر کردن خسته شدم و دیگه تقریبا فکر نمیکردم یه حس خوب داشتم یه چیزی مثه اینکه روحم حالت بی وزن هست و خیلی خیلی اروم مثه ساعت پاندول تکون میخوره و در مرحله دوم جاهایی که تمرکز داشتم انگار خواب بودم و نفس کشیدنمو نظاره میکردم… استاد میخوام بدونم تمرینو درست انجام میدم؟؟؟

    پاسخ دادن
  116. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام تمرین خوب بود ولی متاسفانه چون نمیدونستم کی ساعت۱۱ میشه تمرکزمو از دس دادم تو ده دقیقه دوم
    بعد دوتاسوال داشتم یکی اینکه بزاق دهنم هی مجبورم قورت بدم تمرکزم باز از دس میره
    دوم اینکه پاهام بشدت ب اصطلاح خواب میفتن چیکار کنم اقای پاکار؟؟؟؟ ممنون

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      با اهنگی که قرار دادم تمرین کنین. زمان رو متوجه خواهین شد

      اشکالی نداره. بزاقتون رو قورت بدین ولی بازهم تمرکز رو روی تمرین بیارین
      پاهاتون رو جمع نکنین . میتونین پاهاتون رو باز کنین تا خواب نره

      پاسخ دادن
  117. فرهاد
    فرهاد می گوید:

    سلام به نظر من تکنیک دوم خیلی کاربردی تر از تکنیک اول هست آیا میشه زمان بیشتری بهش بدیم؟. میشه هنگام گوش کردن به فایل جملات تاکیدی یه دونه از هدفونا رو در بیاریم و و با یه گوش به تکرار خودمون گوش کنیم؟

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      درود
      هر تمرین کاربردها و نتایج خودش رو داره.تمرین اول بسیار کاربردی و ایده آل بود.
      این تمرین هم اگه درک بشه بسیار عالی هست.
      جملات تاکیدی رو بهتره که صداش رو کم کنین و با هدفون یا هندزفری گوش کنین و هر دو طرف هندزفری مورد استفاده قرار بگیره

      پاسخ دادن
  118. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام ،استاد امکانش هست برای این تمرین هم یه اهنگ بی کلام ۲۰ دقیقه ای تنظیم کنین که بعد از ۱۰ دقیقه یه جمله گفته شود و ما متوجه قسمت دوم تمرین بشیم اخه اینجوری کلا ساعت رو چک میکنیم تمرینو درست نمیشه انجام داد و همینطور اهنگ های گوشی که پلی میشه چندین اهنگ رد میشه … ایا به همین صورت بهتره یا هواسمون جمع تر باشه بهتره؟ با تشکر

    پاسخ دادن
  119. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام. …امشب جسمم سنگین شد و انگار یکی محکم به زمین منو چسبونده ….راستی اقای پاکار میتونم هر شب نیم ساعت قبل یابعداز تمرین دوم تمرین اول رو انجام بدم دوس دارم هرشب این تمرین اول رو انجام بدم …

    پاسخ دادن
  120. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم، امشب دومین تجربه فوق العاده من توی این شب ها بود … یواش یواش وقتی حس سپاسگزاری تو وجودم لبریز شد یه حس لرزش و ارتعاش تو وجودم حس میکردم جوری که دوست داشتم از جسمم کنده شم ولی نمیتونستم و نیز اخر تمرین دیگه پاهام داشتن منفجر میشدن کاملا بی حس بودن و انگار که دارن بزرگتر میشن… از همه دوستان سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  121. شبنم
    شبنم می گوید:

    با سلام خدمت همگي دوستان ازجمله آقاي پاكارعزيز
    من در طول روز تمرينهارو انجام ميدهم وشكر خدا روز به روز بهتر ميشوم قبلا در انجام تمرين بسيار كلافه ميشدم ولي الان خيلي آرامش دارم وحس بسيار خوبي نسبت به خودم دارم وانگيزه واميد بسيار دارم روز به روز به خداي خودم نزديكتر ميشم . ودراين لحظه از خدا ميخواهم كه همگي دوستان اين حال خوب و معنوي منو تجربه كنن.
    شبتون خوش

    پاسخ دادن
  122. ایلا
    ایلا می گوید:

    سلام/من دیشب نتونستم تو مراقبه قرار بگیرم چون روز قبلش موقع مراقبه خیلی حالم بد شد و تقریبا دچار تشنج شدم شب جرات نکردم و ترسیدم دوباره همون حالت بهم دست بده

    پاسخ دادن
  123. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام امشب در انتهای تمرین یه حس جدید تجربه کردم مثه اینکه ارتعاشاتی وارد بدنم میشد و یه حس ارتعاش و لرزش در بدنم حس کردم هر چند شدتش کم بود ولی دقیقا انرا حس میکرم… از استاد عزیزم و همه دوستان سپاسگزارم

    پاسخ دادن
  124. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود .امشب تمرین رو سرجانمازم شروع کردم امشب فوق العاده بود از اول تمرین اشک ریختم و باتمام وجود سپاس گذاری کردم اقای پاکار عزیز درست میگفتید اون دوشب قبل که تمرکز نداشتم بخاطر این بود که قلبا سپاسگذاری نمیکردم ولی امشب قلبا سپاسگذاری کردم و حس ارامش گرفتم ..ممنونم از شما … استاد عزیز میشه از حال دوست عزیزمون هم گزارش بدید …درپناه حق

    پاسخ دادن
  125. صحرا
    صحرا می گوید:

    سلام و درود بر استاد گرامی
    من اوایل تمریناتم هنگام سپاسگذاری لبخند میومد رو لبامو همش میخندیدم
    این اواخر وقتی تمرین شروع میشه میبینم که از تاریکی وارد طبیعت پاییزی و خزون میشم و اواخر تمرین که میشه چشام سنگین میشه و خوابم میگیره
    ببخشین این چه معنی میتونه داشته باشه؟یعنی من تمرکز کافی ندارم؟!

    پاسخ دادن
  126. رها
    رها می گوید:

    باسلام
    امشب اوایل تمرین وسط شکرگزاری یه دفعه اتفاقای که درطول روزبرام افتادبودوخیلی واضح میدیم بعدحس کردن دارم اززمین جدامیشم ونفسام به شماره افتاده بود حس عجیبی بود،آقای پاکاردلیل این حس عجیب چی میتونه باشه

    پاسخ دادن
  127. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلامی دوباره .امشب اوایل تمرین تمرکز داشتم و بعداز چنددقیقه مرتب ذهنم به جای دیگه میرفت و فراموش میکردم سپاسگذاری کنم .باز برمیگشتم و تمرکز میکردم ولی وسط تمرین که شد یه حس غلغلک داشتم تو همه ی قسمتای بدنم اونقدر غلغلکم میشد که به کل تمرکزمو از دست میدادم و مرتب همه جای بدنم خارش گرفته بود .درپایان تمرین هم یه لحظه حالتی بین خواب و بیداری گرفتم و بعداز تمرین عشق درونم رو نثار همه الخصوص دوستمون کردم…

    پاسخ دادن
  128. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام امشب در طول تمرین احساس گرما در ناحیه صورت و بدنم میکردم و روز به روز حس سپاسگزاریم بیشتر میشه… دوستون دارم موفق باشین

    پاسخ دادن
  129. نازنین
    نازنین می گوید:

    سلام به همگی…من نزدیک دو سال هرروز سپاسگزاری از اعضا بدنم انجام میدم…دوسال پیش دچار پادرد و احساس سنگینی تو پام شروع شد انگار کف پام روی سنگ بود…کلی دکتر رفتم هیچ کس متوجه نمیشد..ترسبده بودم..تا اینکه یه روز شروع به صحبت با پاهام کردم…و همبنطور که اشک میریختم ازشون سپاسگزاری و عذرخواهی کردم…و هرروز اینکارو انجام دادم و فقط به این فکر میکردم که پام با قدرت خدا خوب میشه…و واقعا هم خوب شد..یه حس عالی بود..برای همین هرروز باتمام اعضا بدنم صحبت میکنم و از خداوند سپاسگزارم.واز همه دوستان میخوام که هرروز اینکارو انجام بدن

    پاسخ دادن
  130. ندا
    ندا می گوید:

    سلام‌.متاسفانه ۲ شبه که اصلا نمی تونم تمرکز کنم و اتفاقات روزانه مدام حواسم و پرت می کنه.اواسل خوب بود ولی دو شب اخیر اصلا تمرکز نداشتم

    پاسخ دادن
  131. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم، امشب خیلی حسه ارامش داشتم در اواخر تمرین پاهام کاملا بی حس شدند انگار که جزعی از بدنم نبودند جالب اینکه بعد از اتمام تمرین در کمتر از سی ثانیه بی حسی پاهام از بین رفتند اخر تمرین یه حس سپاس بزرگ تمام وجودم رو پر کرده بود…

    پاسخ دادن
  132. نازی
    نازی می گوید:

    سلام آقای پاکار عزیز ، مثل همیشه حس خوبی دارم ، آقای پاکار لطفا شما از حس و حال دوست عزیزی که براش نور و عشق الهی رو از ته دل میفرستیم ، گزارش بفرمایید

    پاسخ دادن
  133. afshinof2002@yahoo.com
    afshinof2002@yahoo.com می گوید:

    سلام و درود
    در این چند شبی که از ابتدای دوره گذشته دو شب نتوانستم همزمان با گروه تمرین را انجام بدهم اما بقیه شبها به موقع در ساعت مقرار این تمرین را انجام داده ام. اما هیچگاه نتوانستم فکرم را در تمام ندت سی دقیقه متمرکز به تمرین کنم و همیشه لابلای مراقبه افکار دیگری به ذهنم میایند و عدم تمرکز برایم ایجاد میکنند. البته در همان زمانهای کوتاه که تمرکز داشتم یک حس خوبی همراهم بود .
    اما میخواستم همینحا سوال کنم که آیا روشی وجود دارد که تمرکزانسان قوی شود به طوریکه به هیچ چیز دیگری و فقط به موضوع اصلی فکر کرد؟
    من بسیار سپاسگذلرم از شما.

    پاسخ دادن
  134. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    درود به همگی ….خدایاشکرت….امشب از اول تااخر تمرین لبخند روصورتم رو حس کردم برخلاف شب های قبل اول تااخر خنده روی لب هام بود.واینکه اقای پاکار یه سوال من تمرین رو خوابیده انجام میدم و وسط تمرین چندبار سرم رو جابه جا میکنم و اینکه میچرخم این اشکالی نداره؟و دیگه اینکه امشب در حین سپاسگذاری از اعضا قسمت های از بدنم تیک داشت و میپرید مثلا وقتی داشتم ازپاهام سپاسگزاری میکردم پشت گردنم یه تیک خورد و قسمت های از بدنمم شروع به خاریدن کرد….

    پاسخ دادن
  135. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    سلام به همه…..خدایا شکرت امشب فوق العاده بود همه ی جسمم لبریز شد از یه گرمای خاص امشب فقط اوایل تمرین سپاس گذاری کردم بعدش نمیدونم کجا رفتم انقد خوب بود که تاالان تو مراقبه بود یعنی دقیقا یک ساعت کامل خدایا سپاسگزارم ودراخر حس ناب الهی خودم چ انرژی های درونم رو نثار عکس دست که تو گروه گذاشته بودید کردم و از صمیم قلب از خدا و فرشتگان شفای ایشون رو خواستم …..شب همگی بخیر دوستان

    پاسخ دادن
  136. sara
    sara می گوید:

    سلام اقاي پاكار من تو اين چند روز شبها وسط تمرين خوابم ميبره نميتونم تمومش كنم و اين چندروز صبحا خيلي كسل و بي انرژيم دليلش چي ميتونه باشه؟! در ضمن دوش نمك رو كه انجام دادم به مدت ٥ دقيقه پاهام تيكه هاي بزرگ روش كبود شدن و بعد ابكشي چند دقيقه بعدش به حالت عادي برگشت دليلش چيه؟!

    پاسخ دادن
  137. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.امشب هم حس سبکی کردم‌.
    اسم این دوستمون رو نیازی نیست بگیم بعد از تمرین؟؟ یعنی عشق و انرژی رو چه جوری متمرکز کنم روی ایشون؟ توی ذهنم بگم همون شخصی که استاد گفتند، کفایت می کنه؟

    پاسخ دادن
  138. yasaman123
    yasaman123 می گوید:

    سلام خدمت همه ی دوستان و استاد گرانقدر
    وای امشب حس های متفاوتی روتجربه کردم وسط تمرین یه لحظه حس کردم وسط جنگل سبزم با یه لباس سفید دارم دور خودم میچرخم وای فوق العاده بود حس میکنم عاشق خودم شدم حس میکنم عاشق بدنم شدم منی که بدنمو دوس نداشتم وای بینظیره این حس میخام خودمو بغل کنم از شادی ودر اخر تمرین انرزی های مثبت تقدیم دوستان و استاد عزیز وو تمام افرادی که میشناختم کردم
    ممنون استاد عزیز

    پاسخ دادن
  139. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم، من امشب فقط یه ارامش بزرگ داشتم و هر چه به اواخر تمرین نزدیک میشدم این حس بیشتر میشد..چیزی كه جالب بود حس کردم امشب یه ریتم اهنگ ملایمتر میشنوم مخصوصا اواخر تمرین منتظر ریتم تند همیشگی بودم ولی حس میکنم امشب نشنیدم و کل ریتم اهنگ یکنپاخت بود

    پاسخ دادن
  140. حمیده
    حمیده می گوید:

    سلام .نفس هستم.
    من هیچ پیامی مبتنی بر اهداف تبیین شده در پیج ثبت نام کارگاه دریافت نمیکنم.
    فقط صوت سپاسگزاری و حباب آبی رو دارم.
    لطفا راهنمایی کنید.

    پاسخ دادن
        • میلاد پاکار
          میلاد پاکار می گوید:

          توی همون صفحه نوشتیم که تمرین اخر تمرین جذب ثروت هست.
          هنوز تمرین اول رو در حال انجام هستیم.

          تک تک این تمرینات منجر به مقابله با انرژی منفی میشه. اما تکنیک هایی رو هم در ادامه خواهم گفت.

          در کل تمرکز شما اصلا روی تمرینات نیست. و ذهنتون روی موارد دیگه زوم کرده. بهتره غرق در تمرینات باشین. عجله نکنین. همه چیز عالی پیش میره

          پاسخ دادن
  141. طناز
    طناز می گوید:

    سلام استاد
    من با دوش نمک و حباب نتونستم ارتباط برقرار کنم
    یعنی گاهی حالت دوستان رک داشتم و حتی حلسه قبل دوتا دستای من از زمین حرکت میکرد و به سمت بالا میرفت
    ولی تمرکز و هدف رو قاطی میکنم هدف من ایا میتونه هر چیزی باشه حتی اگه از دید خیلی ها اشتباه باشه
    یا نه
    فقط باید هدف درست و در راستای ذهن باشه لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و درود بر شما
      دوش نمک و جباب ابی به مبحث هدف سازی زیاد ارتباطی نداره. اون تکنیک ها برای انرژی های منفی هست.
      هدف سازی بحثش مفصل هست. اما شما هدفتون رو شخصا باید انتخاب کنین. در میر هدفتون به حرفای بیهوده ی دیگران کاری نداشته باشین

      پاسخ دادن
  142. mdelju
    mdelju می گوید:

    تو این چند شب تجربه خاصی نداشتم، فقط شبها نمیتونم خوب بخابم. تو روز هم حالت افسردگی دارم، یه سری افکار منفی و ترسها یی که خیلی وقت بود نبودند، دوباره برگشته. دست چپم هم کامل خواب میره و بیحس میشه.

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام
      افکار و انرژی های منفی که در درون شما بود در حال برون ریزی هست.
      با تمام احساس تصور کنین که در حضور خداوند هستین و شروع کنین به سپاس گزاری.

      حتما و حتما قبل از تمرین تکنیک حباب ابی رو اجرا کنین. دوش نمک رو هم هفته ای ۳-۴ بار انجام بدین

      پاسخ دادن
  143. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.ببخشید سوال دارم.من دوش نمک ارتعاشی رو انجام می دم اما چون هیچ حس خاصی به من دست نمی ده فکر کردم شاید اشتباه انجام می دم‌.آیا باید نمک رو بصورت خشک روی بدن خیس بمالم یا قبلا باید با آب مخلوط کنن و آبنمک به تنم بمالم؟ آیا مالیدن نمک باید مثلا حالت خاصی باشه؟ منظورم اینه که دورانی باشه دز جهت عقربه های ساعت یا نه؟

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و درود بر شما.
      شما چه احساس کنین چه نکنین- دوش نمک کار خودش رو انجام میده.
      زیر اب برید و دوش بگیرین. بعدش از زیر دوش بیرون بیاین- نمک رو به بدن خیس خودتون بزنین و تجسم های گفته شده رو در فایل صوتی- انجام بدین

      پاسخ دادن
  144. yasaman123
    yasaman123 می گوید:

    سلام به همه ی ددوستان خوب و استاد عزیز دیشب اواسط تمرین مادرم صدام زد و اومد کنارم که کاری براش انجام بدم مجبور شدم چشامو باز کنم و اون کار براش انجام بدم به شدت بهم ریختم چون که قبلش به ایشون گفته بودم وسط تمرین منو صدا نزنید ولی درست برعکس شد و دوبار بعداز انجام کار برای مادرم باز تمرکز گرفتم و ادامه ی تمرین رو انجام دادم ولی چنددقیقه اول تمرکز نداشتم اما یه لحظه این فکر اومد تو سرم که خداروشکر که مادرم هست خداروشکر که این نعمت هنوز کنارم نفس میکشه و اشک از چشام جاری شد و تااخر تمرین فقط خداروشکر کردم و بعداز تمرین هم گوشیم سوخت الان هم با لب تابم هستم …..

    پاسخ دادن
  145. ایلا
    ایلا می گوید:

    سلام استاد/میشه هرشب قبل از شروع تمرین ی پیام تو کانال برامون بذارید اینطوری بیشتر حضور تون رو در کنارمون حس می کنیم.ممنون

    پاسخ دادن
  146. سحر
    سحر می گوید:

    سلام نمیدونم چرا رو فرکانس مثبت قرارنمیگیرم با اینکه ذاتا ادم مثبت گرایی هستم . شب اول و دوم حالت بالا اوردن شب سوم کاملا گرفتگی عضلات قلب طوری که بادست ماساژش دادم شب چهارم هم کلافگی . البته روحیه ام بدجوری داغونه چندماه پیش عزیزی رو ازدست دادم و روحیه ام بدتر شده هیچی خوشحالم نمیکنه و امیدمو ازدست دادم

    پاسخ دادن
  147. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام خدمت همه دوستان و تستاد عزیزم، امشب من تمرکز خوبی داشتم و تقریبا فهمیده بودم چجور حس سپاسگزاری داشته باشم اواسط تمرین بود که حس کردم تمرکزم بیشتر میشه و هر چه به انتهای تمرین میرسیدم متوجه میشدم پاهام از نوک انگشتان به طرف بالا شروع به بی حس شدن میکنند بطوریکه در انتهای تمرین تا زیر کمرم کاملا بی حس شدند… نمیدونم این حالت بخاطر نحوه نشستن و فشار موجود روی پاهایم بودش یا انرژی های دریافتی؟ اخه تجربم با شب قبل کاملا متفاوت بود

    پاسخ دادن
  148. رها
    رها می گوید:

    درطول تمرین مدام تصاویرمبهم به همراه صداهای مبهمی میدیدمومیشنیدم بعدازتمرینم دستام یخ کردن دلیلش چی میتونه باشه استادگرامی

    پاسخ دادن
  149. ایلا
    ایلا می گوید:

    من امشب اصلا نتونستم تمرکز کنم/پای چپم انقدر سنگین و دردناک شد که دلم می خواست زودتر تموم بشه نمیدونم چرا ولی کلا پای چپم بی حس شده

    پاسخ دادن
  150. الهام
    الهام می گوید:

    استاد عزیزم ممنونم که مطلب من رو داخل کانال قرار دادین…من ارتعاش دلسوزی رو نمیدونستم که منفیه سپااااس از آگاهی زیبا و بی نظیرتون، حق با شماااس مممنونم و سپاسگزارم. ….

    پاسخ دادن
  151. الهام
    الهام می گوید:

    من تجربه خبلب نابی رو تجربه کردم تکنبک دوش نمک و حباب آبی و سپایگذاری رو زیر دوش و در محضر آب پر مهر انجام دادم احساس میکنم همه بدنم درخشان و بلور و شفاف شده و قلبم آکنده از مهر و عشق به همه کائنات عزیزمه….آگاهانه و عاشقانه دوستون دارم….بهترینها در هر لحظه از زمان نصیبتون باد….

    پاسخ دادن
  152. وحید
    وحید می گوید:

    با سلام مجدد… امشب برای من اتفاق خارق العاده دیگری افتاد یکی دو روز بود که حس میکردم استاد پاکار تجربه منو در کارگاه برای اعضا به اشتراک میگذاره و امشب این اتفاق افتاد … خدایا سپاسگزارم بابت این همه زیبایی در افرینش … از استاد خوبم و همه انهایی که در هستی باعث شدند من به این مرحله از اگاهی برسم با تمام وجودم سپاسگزارم… الان دیگه مطمئن هستم هر انچه بخواهم خلق میکنم به لطف خدای بزرگ و بلند مرتبه.

    پاسخ دادن
  153. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.شبتون بخیر.من امشب قبل تمرین به دلیلی خیلی عصبی شدم و ناراحت بودم برای همین یه چند دقیقه فقط دارز کشیدم و نفس عمیق کشدیم تا آروم بشم و دیر شروع کردم .امشب نسبت به دو شب قبل پیشرفت کرده بودم حس خیلی خوبی داشتم یک آن متوجه شدم گرمای خاصی از پاهام شروع شد و به بالا اومد و سرگیجه گرفتم حس میکردم دارم دورم دارم میچرخم دیگ کاملا غرق شده بودم تو عالم وجود خودم خیلی جذاب و شیرین بود واسم.ازتون متشکرم برا همه عشقم رو نثار کردم سلامت و پاینده باشین ☺?

    پاسخ دادن
  154. نازی
    نازی می گوید:

    سلام ، حس خوبی دارم ، برای اولین بار نمیدونم چرا حواسم پرت میشد و کلا موقع سپاسگزاری از اعضای بدنم نمیدونم کجا حواسم پرت میشد

    پاسخ دادن
  155. وحید
    وحید می گوید:

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم،اواخر تمرین امشب برای من خارق العاده بود و اولین باری بود که همچین چیزی تجربه میکردم در یک حالت بی وزنی مدام به دور خودم میچرخیدم .استاد اوایل تمرین که من بصورت زبانی و بلند سپاسگزاری میکردم هیچ حسی نداشتم ولی اواخر تمرین که بصورت ذهنی شد و تقریبا سپاسگزاری هم نمیکردم و فقط حس گرفته بودم احساس زیبای بالا رو تجربه کردم لطفا راهنمایی بفرمایین که از فردا شب کلا سپاسگزاری نکنم و حس بگیرم بهتر هست ؟؟؟

    پاسخ دادن
  156. صحرا
    صحرا می گوید:

    سلام ودرود بر همه دوستان
    واقعا تکنیک سپاسگذاری عالیه اولین بار تو این مدیتیشن احساس میکردم تو خلا هستم و بار دوم وسوم احساس خوشی وسرمستی بهم دست داد
    مرسی عالی بود عالی

    پاسخ دادن
  157. طاهره
    طاهره می گوید:

    سلام و شب همه دوستان بخير
    من امشب بيشتر تمركز داشتم احساس گرما توي گونه هام و صورت خيلي زياد بود و همينطور در زانوها
    موقع تشكر از قلبم نورهاي ريز مثل كرم شبتاب يك لحظه از جلوي چشمم رد شد
    ولي كلا خيلي خوابم مي گيره با اينكه تمرين رو نشسته انجام مي دم
    با سپاس

    پاسخ دادن
  158. رها
    رها می گوید:

    درودبراستادعزیزدرطول تمرین نورآبی رومیدیدم که به شکل پروانه جلوپروازمیکردوهمینطورنوربارنگهای دیگه که به اشکال مختلف جلوبودن درآخرتمرین حس کردم دارم اززمین جدامیشم الانم احساس سبکی میکنم
    سپاسگزارم استادعزیز

    پاسخ دادن
  159. اکبر
    اکبر می گوید:

    سلام به همه دوستان خوبم
    امشب حال من خیلی خوبه ودر زمان انجام تمرین احساس میکردم درحال پرواز هستم برای همه شما آرزوی موفقیت دارم

    پاسخ دادن
  160. حمیده
    حمیده می گوید:

    سلام.نفس هستم.
    حین تشکر از اعضا، آرامش عمیقی حس کردم.گاهی انگار خوابم ،با وجودیکه پَسِ ذهنم موسیقی رو میشنوم و در فضای رویا ک غیر از تشکر اعضاست، قرار میگیرم.این عدم تمرکز ب حساب میاد ؟باید مراقب باشم ک در تمام مدت فقط در محدوده سپاسگزاری از اعضا باشم؟
    با تشکر

    پاسخ دادن
  161. فرزانه
    فرزانه می گوید:

    سلام به همه دوستان عزیزم.
    دراین تمرینات احساس میکنم خیلی ب خداوند نزدیک هستم.و واقعا خدا رو درک میکنم.عاشق خدای خودم شدم و خودم رو در پناه خداوند میبینم.امشب انرژی فراوانی رو در خودم حس کردم طوریکه احساس کردم سرم خیلی سنگین و گرم شده.قفسه سینه دستها و پاهام گرم وبی حس شده بود.واقعا عشق ب اطرافیان و عشق ب خودم،امید ب زندگی رو بیش از پیش احساس میکنم.
    خداوند رو ب خاطر همه این احساس خوب و عالی ک دارم سپاسگذارم.
    انرژی فراوانم نثار همه شما عزیزان.

    پاسخ دادن
  162. ندا
    ندا می گوید:

    سلام‌.نمی دونم چرا مدام چهره و خاطرات شخصی که مدتهاست سعی می کنم فراموشش کنم میاد جلوی چشام.اصلا لحظه به لحظه حسش می کنم و ریزترین خاطراتم ناگهان عین پرده سینما از جلوی چشام رد می شه.نمی دونم چه کنم

    پاسخ دادن
  163. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    استاد پاکار یه سوال دارم من دیشب بعداز انجام تمرین تا صبح خواب نداشتم و حس میکردم یه چیزی توموهامه و حس ترس داشتم انگار یچیزی مث دوتا چشم تو تاریکی اتاقم بهم زل زده بود ….میشه راهنمایی کنید ممنون میشم

    پاسخ دادن
  164. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    خدایا شکرت اولین باریه که حس میکنم خدایا شکرت رو باتمام وجودم گفتم ……خدایا شکرت بخاطر همچیز ممنونم استاد پاکار عزیز ……

    پاسخ دادن
  165. حمیده
    حمیده می گوید:

    سلام.شب خوش.نفس هستم.
    میشه خواهش کنم توضیح بدید ک کِی سراغ اهداف چهارگانه این کارگاه خواهیم رفت؟
    دو شب از ۱۱ شب کارگاه گذشت و من پیامی در رابطه با دستیابی ب اهداف چهارگانه کارگاه دریافت نکردم.
    با تشکر.

    پاسخ دادن
  166. kiyan
    kiyan می گوید:

    سلام خدمت تمام هم گروهی های عزیز
    من موقع تمرکز روی قسمت های بدنم تجسم میکنم که اونها اومدن جلوی چشمم و من بابت کارهایی که انجام میدن ازشون تشکر میکنم یا برای اندامم حس میکنم که از جسم خودم خارج شدم و به اندامم نگاه میکنم و بابت کارهایی که برام انجام میدن ازشون تشکر میکنم یا به عنوان ی مخاطب باهاشون حرف میزنم مثلا به دستم میگم یادته اونروز اون جسم سنگین رو باهات بلند کردم,ازت ممنونم که کمکم کردی و…
    و حس میکنم که تو ی فضایی هستم که من و جسمم هستیم و اونجا خیلی تاریکه و نور های ریز کوچکی مثل ستار تو اسمون هستند و بعضا نورهایی هم مثل برف از کنار من رد میشن و کلا خیلی لذت بخشه و حس میکنم خوابم میبره
    استاد میخواستم ببینم این تمرین رو من درست انجام میدم
    استاد در طول روز هم, تمرین رو بدون تجسم اعضاء بدنم و عبارات تاکیدی رو چند بارگوش میدم

    پاسخ دادن
  167. maryam
    maryam می گوید:

    سلام
    وقت بخیر.من موقع مدیتیشن شمع هیچی نمیبینم وقتی چشامو مبیندم فقط یه چزی شبیه شعله که ازم دور میشه و نمیتوم دور و نزدیک و کوچیک و بزرگش کنم و تسلطی روش ندارم. کلا نمیتونم تجسم کنم. چکار باید بکنم؟

    پاسخ دادن
  168. الهام
    الهام می گوید:

    سلام تبریک به همه هم گروهیانم و تجربهای خاصشون…ببخشید من یه انتقاد خیلی کوچولو داشتم استاد عزیزم من زمانیکه فایل سپاسگذاری رو گوش میکنم در جایی که اون عبارات الاهی گفته میشه، در بعضی موارد نوع بیان کلماتشون نا مفهومه و در اون عبادت ذهنم کنکاش میکنه که ایشون چه کلمه ایی رو بکار بردن….و اینکه آهنگ بک گراند فایل مدام عوض میشه، اماکانش هست فقط یه آهنگ خیلی خیلی ملایم بک گراند بشه و صدا آن آقا بزرگوار شفافتر بشه، من راستش غبطه میخورم به تجربهای هم گروهیام…اما اینو میدونم هر لحظه زندگی و این تجربه من بهتر و زیباتر میشود….ممنون از همه که خوندین نظر من رو…استاد عزیزم از آگاهی های طلایی و دلنشینتون مممنونم……

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      درود بر شما
      اون کلمات صرفا برای این هست که شما متوجه بشین که یک دقیقه به پایان رسید. زیاد حساس نباشین روی این موارد
      تمرکزتون رو روی موارد مثبت بزارین و از تمرین لذت ببرین

      پاسخ دادن
  169. رها
    رها می گوید:

    باسلام،درطول تمرین امشب ابتدااحساس سبکی میکردم ولی یه دفعه سرم سنگین شدبطوری که احساس میکردم تمان بدنم توفضامعلقه ولی سرم مثل یه وز نه به زمین چسبیده بعدکه ازهرعضوسپاسگزاری میکردم اول یه دردخفیفی احساس بعدازچندثانیه برطرف میشد وچیز دیگه ای که احساس کردم وسطای تمرین احساس کردم دستام به شدت ورم کردن وهمینطورگرماروتودستام بیشترازبقیه بدنم حس میکردم

    پاسخ دادن
  170. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.‌من امشب دوباره سعی خودمو کردم که تمرکزداشته باشم‌با همه اندام هام حرف زدم و دوباره گریه م گرفت و نمیدونم چرا همش بدنم میخارید!! نقاط مختلفی تو بدنم لحظه ای خارش پیدا میکرد. امشب خسته بودم پاهام درد میکرد بعد تمرین حس کردم خیلی دردشون کمتر شدهگو اینکه هم دیشب هم امشب تنگی نفس گرفتم من!دلیلش چی میتونه باشه؟ همراه با یه حس ترس

    پاسخ دادن
  171. نازی
    نازی می گوید:

    با سلام و سپاس
    همیشه بین دو ابروهام احساس گره و سنگینی دارم ، توی این دو جلسه احساس میکنم ، چروک بین ابروهام و حس سنگینی ان داره کن میشه ، در پایان وقتی عشق و نور الهی رو برای همه ی همراهان فرستادم ، طنابهای فوق العاده ضخینم رو دیدم که دور هم تاب خوردن و به بالا رفتن اینقدر عظیم بود که نزدیک بود منم به بالا کشیده بشم ، ولی نمیتونم نور در وجودم سرازیر کنم

    پاسخ دادن
  172. وحید
    وحید می گوید:

    باسلام خدمت تمامی دوستانم در این کارگاه و استاد عزیزم، با شروع تمرین امشب من که لم داده بودم به ناگاه به صورت کشیده ترین حالت نشستم مثل کسی که میخواد از کالبد خودش رها بشه و اواخر تمرین حسی شعفناک و حالتی ک میخوام از زمین کنده بشم بطوریکی در حالت نشسته کله اندامم در کشیده ترین حالت خودش قرار گرفته بودند که متوجه شدم اشک شوق گونه هام رو هم خیس کردن الان هم حس ارومی دارم و به همه ی شما دوستانم تقدیم میکنم

    پاسخ دادن
  173. yahya_a
    yahya_a می گوید:

    سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز
    چند سوال داشتم ممنون میشم پاسخ بدید
    ۱-موقع تمرین چشم باید باز باشه یا بسته؟
    (خودم بخاطر تمرکز چشمم رو بستم ولی هر دوشب احساس خواب آلودگی بهم دست میداد! حتی یکی دو بار سرم خواست بیفته پایین اما جمعش کردم!)

    ۲-موقع تشکر من عضو کم می یارم!!! سر و چشم و گوش و دهان و دست و قلب و … ی جاهایی بجای تشکر کردن دارم فکر میکنم از چه عضوی باید تشکر کنم!!! راهکار چی استاد استاد عزیز؟
    (بعضی موقع از ی عضو چند بار تشکر کردم مثل ذهن و قلب م)

    در انتها شب اول کمی احساس گرما در قلبم میکردم و یکی دو ساعت همراهم بود، اما امشب با اینکه دوش نمک هم گرفته بودم متاسفانه ذهنم مدام این ور اون ور میرفت و هیچ حسی (جز همون مقداری خواب آلوگی) نداشتم

    تنها دلیلی که من در این کارگاه شرکت کردم خوندن چندتا از کامنت های بچه های دوره یک بود که میگفتن حس سبکی و پرواز بهشون دست میده و برای تجربه اون حس اومدم، راه کاری هست به این حس رسید؟
    تشکر

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام
      چشم باز و بسته فرقی نمیکنه .با هر کدوم راحت هستین میتونین انجام بدین
      این همه عضو وسیستم در بدونتون هست!! کمی بیشتر در مورد این سیستم قدرتمند خداوند فکر کنین و اندام ها و قسمت های درونی رو بیشتر درک کنین.
      روده- معده-پانکراس-سیستم اعصاب-نیمکره های مغز و …

      تجارب هر شخص مخصوص خودش هست. قرار نیست همه مثل هم تجربه هایی داشته باشن.
      و اینکه هر شب ممکنه تجارب متفاوتی داشته باشین و شبیه هم نباشه.
      به خود تمرین باید توجه کنین نه به نتایج!!

      پاسخ دادن
  174. Abouzar ghasemi
    Abouzar ghasemi می گوید:

    سلام بی نهایت سپاسگزارم ازتون عالی بود. ی سوال دارم امشب در ابتدا پشت پلکهام ترکیب رنگهارو دیدم بیشتر بنفش و سبز جوری ک اصلا حواسم ب سپاس گذاری صوت نبود و اصلا نمی شنیدم چی میگفت
    بعد احساس چرخش دور خودمو داشتم و بعدشم تپش قلب و صدای نفسای خودم فقط
    وقتی ب خودم اومدم مراقبه تموم شده بودو گذز زمانو اصلا احساس نکردم چرا؟؟؟.الانم فوق العلاده ارومم و احساس سبکی دارم و سرم‌سنگینه

    پاسخ دادن
  175. Hamed
    Hamed می گوید:

    Ba doorood bar shoma milad aziz, va hamkarane azizetoon.. tajrobe man nesbat be dishab motefavet bood, dishab energiha va rangahaye chakraharo mididm va halehayi ke tashkil midadan, va nabzHayi ke bishtar dar ghesmate samte chapam ehsas mikardam… emshab ehsas kardamo didam ke chand ta “tab” be chakra taje man zade shod, va chakra sar baz shod, ba lotuse rangarange chandin bargo toonestam bebinam, hanooZam daram mibibam, halehaye bishtar zArdo abio doro baram mididam, ehsase arameshe amighi sartasare voojoodamo gerefte bood va dar akhar vasl shode boodam be agahie gooroohi, mididam bazi doostan deraz keshidan, baziha roo sandalie rahati rooberooye mize computer neshastan moraghebe mikonan..dar akharam ehate shode boodam ba ye nore sefid ke man ashnayie ziadi be in noor daram, man kamelan voojoode energihayi ke ba shoma gharar dad bastan komak konan be karatoono va kasayi ke dar goooroohetoon ozv mishano hes kardam, va be alave energyhaye doostani ke moraghebe mikardan, az hamatoon mamnoonam, va az shoma milade aziz..
    ۱٫ faghat chand soal, saate moraghebe saat 10:30, emkane taghiresh hast ?
    ۲٫ Sedaye gooyande vaze nist, albate komak mikone ke adam hooshyar bashe ke befahme ke gooyande chi migeh, va man ehsas mikonam va pishnehad mikonam khode goyande behtare ghable zabte kar, ye moraghebe dashte bashe, ke vasl beshe be energie kalamati estefade mikonan… va doaha va ahang besiar allio, fogholade…
    ۳٫ Bebakhshid fingilish neveshtam, farsi neveshtan baraye man ziad asoon nist, va roosh daram kar mikonam, ba tashakor az boodanetoon va in channale besiar nooranio ghavi..

    پاسخ دادن
  176. گرامی
    گرامی می گوید:

    امشب اولش به شدت گریه ام گرفت اما بعد چند دقیقه دیگه بدنمو حس نمیکردم فقط حسی که داشتم انگار سرم را حس میکردم و پایین تر از اونو مه
    یک سوال دارم میشه برای یک ناحیه را چند دقیقه وقت گذاشت من همش دلم میخواد قسمت مغزم بیشتر باشه صحبتم باهاش

    پاسخ دادن
  177. طلا
    طلا می گوید:

    سلام وسط تمرین احساس سبکی تو سرم داشتم و احساس کردم که یه گرفتگی که از قبل بوده از بین رفته حتی از گوشم صدای گز گز هم شنیدم ، شب قبل خوب تمرکز نداشتم ولی امشب خیلی تمرکزم زیاد شد بعضی جاها اشک از چشمهام جاری میشد ممنون

    پاسخ دادن
  178. ایلا
    ایلا می گوید:

    سلام/امروز از صبح سرم به شدت سنگینی و احساس می کنم چیزی توی مغزم داره فریاد میزنه در طول مراقبه هم این سنگینی بود و احساس می کردم نیرویی داره از فرق سرم منو میکشه .نسبت به دیشب تمرکزم بیشتر بود و ی لحظاتی کاملا خوابم می برد بصورت ناخوداگاه. امیدوارم روند سبک شدن هر شب بیشتر بشه/ممنون با تقدیم عشق به همه دوستان

    پاسخ دادن
  179. حمیده
    حمیده می گوید:

    سلام.شب خوش.نفس هستم.ممنون از مهربونی و زحمات تون.دوتا سوال دارم؛ وسط شنیدن سپاسگزاری ۲۸ دقیقه ای در تفکرات و جملات و خواسته های خودم فرو میرم و گاهی صدای جملات اون خانوم رو نمیشنوم.این ایراده؟و اینکه حسی ک از جریان انرژی در دوستان میشنوم،برای من در اون حد نیست،ازنظر شما در چ سطحی هستم ؟خوب یا…؟

    پاسخ دادن
  180. سامیه
    سامیه می گوید:

    سلام دیشب با اینکه کلا عصبی بودم ولی به محض شروع ارامش گرفتم و از اواسطش احساس رهایی کامل داستم دیگه بدنم رو حس نمیکردم

    امشب در کل ارامش داشتم ولی لذت و رهایی ام از دیشب کمتر بود

    پاسخ دادن
  181. Yasaman123
    Yasaman123 می گوید:

    یه سلام پراز انرژی به همه ی دوستای خوب و استاد گرامی امشب تمرین راس ساعت شروع کردم اول تمرین تمرکز داشتم اما وسط تمرین به طور کلی ناگهان سپاسگذاری رو ول میکردم و نمیدونم به کجا محو میشدم و اخر تمرین هم باز تمرکز داشتم درکل درحین تمرین تپش قلبم بالا بود ودراخر انرژی های مثبت و عشق درونم رو نثار دوستان کردم ….

    پاسخ دادن
  182. فرهاد
    فرهاد می گوید:

    سلام دوستان.واقعا به خودم تبریک میگم که توی این دوره ثبت نام کردم.احساس خوبی دارم با اینکه امشب کمی ذهنم درگیر بود ولی تونستم انرژی خوبی بگیرم و چاکراه سینه ام اصلا اذیتم نکرد.

    پاسخ دادن
  183. ندا
    ندا می گوید:

    سلام.امشب حس کردم می تونم تمام کسانی که ازشون دلخور بودم و دلم و شکسته بودن، ببخشم و براشون دعا کردم و آرزو کردم پر از عشق و آرامش باشن.

    پاسخ دادن
  184. بهنوش
    بهنوش می گوید:

    سلام.شب فوق العاده ای بود در حین تمرین انرزی رو در بدنم مخصوصا در ناحیه پاها حس میکردم و یک حال بی نظیری در من ایجاد وقتی شروع میکردم با اندام های بدنم به حرف زدن تازه متوجه شدم که هر کدوم از این اندام های بی نظیررو خداوند ب من هدیه کرده تا بتونم به رسالت وجودیم برسم.سپاس گذارم از پروردگارم و استاد عزیزم اقای پاکار

    پاسخ دادن
  185. yasaman123
    yasaman123 می گوید:

    سلام خدمت تمام دوستای خوبم و استاد عزیز
    از یک هفته قبل از شروع کارگاه اشتیاق فراوان داشتم برای شروعش و دل تو دلم نبود تا شروع بشه هر چه زودتراما متاسفانه دیشب نتم قطع شد و به دلالیلی نتونستم به موقع تمرین رو شروع کنم اما اخر شب وقتی تمرین رو شروع کردم وسط های تمرین قلبم و همه ی وجودم پراز هیجان شده بود به قدری که میخاستم از هیجان داد بزنم واخر تمرین بغض گلوم رو گرفت بخاطر این حس و حال خوبم و حس عجیب درونم خداروشکر میکنم بابت اینکه در این کارگاه هستم و ممنوم از تمام دوستان خوبم الخصوص استاد عزیز اقای پاکار

    پاسخ دادن
  186. طیبه
    طیبه می گوید:

    سلام و با تشکر ،استاد من با ۱۰دقیقه تاخیر شروع کردم، امروز با اینکه شرایط روحی ارامی داشتم با شنیدن صدای گوینده و اینکه صداش برخی جاها برام واضح نیود عصبانی شدم البته از بچگی این خالت رو دارم که مادرم میگه تو بچگی ام هم زود عصبانی می شدم و امروز اتفاقا حرفش بود که چرا من اینطوری هستم ،من در طول تمرین هم این خالت زیاد شد و صدای گوینده اعصبانی ترم می کرد ،در عین اینکه موقع سپاس اشکهام جاری بود و اشتیاق داشتم و سیستم عصبی ام تشکر کردم اما انگار با اجبار تشکر می کردم البته ظهر هم دوش نمک گرفتم ،هنوز هم تو دلم یه عصبانیت همراه با عجول بودن وجود داره نمی دونم چرا،که این حالت اکثرا برام ازار دهنده است،لطفا راهنمای ام کنید ممنون

    پاسخ دادن
  187. طیبه
    طیبه می گوید:

    سلام،ممنون استاد من با ۱۰دقیقه تاخیر شروع کردم، استاد از بچگی یک حالت عصبانیت دارم که یه مدت زیاد شده و در طول تمرین هم این حالت هم یکدفعه زیاد شد با اینکه امروز خیلی ارام بودم مخصوصا برخی جاها صدای گوینده برام واضح نبود هرچقدردوباره گوش دادم متوجه نمی شدم عصبانیتم بیشتر می شد،عصبانیتی که لحن حرف زدنم را تند می کنه و اتفاقا امروز حرفش بود که من چرا اینطوری ام برخلاف اینکه ظاهرا خیلی ارامم،هنوز هم خیلی عصبانی هستم و صدای گوینده مدیتیشن اذیتم می کرد،و این عصبانیت همیشه برام اذیت کننده است ،که درونی، لطفا راهنمایی ام‌کنید ممنون

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      سلام و درود بر شما

      این یک مسئله ی ذهنی هست و نیاز به درمان داره.
      بهتره بصورت حضوری با تکنیک های هیپنوتیزم و ان ال پی روی این مسئله کار بشه.
      اما در حالت کلی -سعی کنین که کنترل کنین خودتون رو. وقتی هیجانی و عصبانی شدین- آگاه باشین که این یک فریب ذهن هست. این فکر مال شما نیست.
      اگه بتونین آگاه باشین و تصمیم بگیرین که این فکر و این عصبانیت مال شماست در این صورت خیلی بهتر میتونین رها بشین از این موضوع

      پاسخ دادن
  188. طاهره
    طاهره می گوید:

    سلام به همه دوستان
    من دچار حس بي وزني شدم و احساس كردم صورتم نامتقارن شده و بعد هم با هر شكرگذاري گريه م گرفت سردرد هم در ناحيه پيشاني گرفتم اما بيني من كه در اكثر موارد گرفتگي داره باز شد و نفس عميق تونستم بكشم
    و دوست نداشتم كه مراقبه تموم بشه

    پاسخ دادن
  189. حمیده
    حمیده می گوید:

    سلام دوستان
    من اولش نتونستم تمرکز کنم
    ولی ی حس سنگینی خاصی میدا کردم
    و حس مثبت خوبی
    واین حس عشق و دوست داشتن رو به تنانی دوستانم هدیه میکنم

    پاسخ دادن
  190. آقای دیپلمات
    آقای دیپلمات می گوید:

    سلام. هم انرژی ها شبتون بخیر
    من این تکنیک رو انجام دادم. یک حس خوب همراه با انقباض کل بدن و سبکی در من ایجاد شده. سوالم این هست که بعد از یک دقیقه که گوینده از یکی از موهبت های وجودی مان سپاسگزاری میکند. آیا ما باید به همان موهبت خاص تمرکز کرده و سپاسگزاری کنیم؟ یا موهبت دیگر؟
    و با چند دفعه تکرار این اثرات مذکور در این تکنیک ایجاد می شود؟
    درضمن وقتی گوینده از چیزی سپاسگزاری میکند ما باید بلند تکرار کنیم یا در درون تکرار کردن راهگشاست؟
    و اینکه بعد از تکرار آن سپاسگزاری ما می توانیم آن را بسط بدهیم مثلا بعد از سپاسگزاری از شوق درونی ام آیا من می توانم ادامه دهم و با خاطرات خود مصادیق شوق درونی ام را یادآور شدم یا باید فقط بر تکرار شوق درونی ام را سپاس تمرکز کنم؟
    و اینکه بعضی مواقع بعضی سپاس ها شبیه هم بود مثلا شادابی ام را سپاس و سرزندگی ام را سپاس.
    در پایان سپاس میگویم پروردگارم را برای همه چیز و سپاس از شما دوستان گلم

    پاسخ دادن
    • میلاد پاکار
      میلاد پاکار می گوید:

      درود بر شما

      الزامی نیست که بابت اون مواردی که در فایل هست سپاس گزاری کنین. اما اگه هم انجام دادین اشکالی نداره.
      در کل بهتره که در هر قسمت بابت یکی از اندام های بدن سپاس گزاری بشه.
      تمرکز اصلی در این تمرین روی اندام ها و قسمت های بدن هست
      از ذهن و مغز گرفته تا سیستم عصبی و قلب و …

      پاسخ دادن
  191. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    با سلام خدمت همگی دوستان عزیزم.من طبق گفته ها شروع کردم و تمرکز داشتم به کل سیستم بدنم و باهاشون حرف زدم و از تک تکشون تشکرکردم که در این مدت عمرم برای من به خوبی کار کردن و گفتم که چقدر دوسشون دارم حس خیلییی خیلی خوبی بود لبخند رو لبام بود تا حالا اینقدر به خودم عشق نثار نکرده بودم حس میکردم ثروتمندترین ادم دنیام که تا حالا از غافل از اینا بودم. و اشک شوق از چشمام سرازیر میشد و در وسطای تمرین سرگیجه گرفته بودم.وبعد پایان حس سبکی زیادی داشتم و برای همه دعای خیر کردم و حتی اون افرادی که اخیرا تهمت بزرگی بهم زده بودن رو بخشیدم همون افرادی که فکر میکردم هیچوقت نمبیخشمشون و حتی بهترینارو براشون آرزو کردم و دیگ حس نفرت ندارم نسبت به اون افراد!

    پاسخ دادن
  192. فرزانه
    فرزانه می گوید:

    سلام دوستان عزیزم.
    امشب خیلی عالی بود.همون دقیقه های اول عشق ب خدا،خالق زیباییها رو احساس کردم.اشک شوق ریختم برای داشتن خدای مهربانم.در حین تمرین کم کم کف دستام،پاهام و سرم گرم شدن و واقعا گرمای انرژی رو احساس میکردم.
    این عشق و انرژی رو هدیه فرستادم ب همه شما عزیزان.
    خدایا سپاسگذارتم.

    پاسخ دادن
  193. فرهاد
    فرهاد می گوید:

    احساس معنوی میکنم منظورم از معنوی آرامش خوشحالی و امیدواری هست.البته در چاکراه قلبم احساس گرفتی میکنم ولی مطمئنم که رفع میشخ

    پاسخ دادن
  194. رضا سلحشور
    رضا سلحشور می گوید:

    سلام خدمت همه دوستان .من در این لحظه پس از انجام این تمرین گروهی احساس سبک بالی وشادی فراوانی رو میکنم واحساس میکنم از لحاظ جسمی وروحی جوان تر شده ام.واین عشق به تمام شما دوستان ومردم سراسر دنیا نثار میکنم

    پاسخ دادن
  195. ایلا
    ایلا می گوید:

    سلام/در شروع مراقبه ذهن من خیلی مقاومت نشون میداد و خیلی تمرکز نداشتم احساس میکردم شکر گزاریم قلبی نیست ولی در انتها احساس می کردم تو فضا هستم و جریان انرژی رو در اطرافم حس میکردم و احساس میکردم با کائنات و هستی دارم می چرخم برام خیلی جالب بود.ممنون

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =