قدرت ذهن

قدرت ذهن

قدرت ذهن، چطور به خودمان بیاموزیم که موفق تر باشیم

 

قدرت ذهن

چطور می­توان از آخرین اکتشافات در حوزه­ ی مغز استفاده کرد تا زندگی را بهبود بخشید؟ در اینجا چند تکنیک وجود دارد.

یکی از بزرگان مدیریت به نام وارن بنیس گفته است، “به نظر می رسد که ما اطلاعات را جمع آوری می کنیم، زیرا توانایی این کار را داریم، اما آنقدر مشغول جمع آوری آنها هستیم که هیچ تدبیری برای استفاده از آنها نداریم. معیار واقعی یک جامعه مقدار دانسته های آنها نیست، بلکه این است که با آن دانسته ها چه کارهایی انجام می دهند.

امروزه منابع غنی از اطلاعات در زمینه آخرین اکتشافات در حوزه­ ی مغز در اختیار ما قرار دارد. با اینکه از خواندن این یافته ها و افزایش دانش خود لذت می بریم، اما چند نفر از ما واقعا آنها را در زندگی به کار می گیریم؟

می توانیم در این اطلاعات غرق شویم، یا با استخراج دانش کاربردی آن، آنها را به ناجی زندگی تبدیل کنیم. این مقاله چند نکته مهم مبتنی بر اکتشافات در تحقیقات مغز ارائه می دهد که می تواند در بهبود زندگی شخصی و حرفه ای ما مفید باشد، همچنین می توانیم به افرادی که درون دایره نفوذ ما هستند کمک کنیم.

از تصویرسازی استفاده کنید تا یک مهارت جدید بیاموزید

 نوروپلاستیسیتی (شکل پذیری عصبی) یک توانایی مغز برای ایجاد مداوم مسیرهای عصبی جدید است. وقتی ما یک مهارت را تکرار می کنیم و تلاش می کنیم در آن خبره شویم، شبکه های عصبی را که بیانگر آن فعالیت هستند را تقویت می کنیم. چه ما عملی را انجام دهیم، یا فقط آن را تجسم کنیم این امر به صورت فیزیکی در مغز اتفاق می افتد- مغز شما نمی تواند تفاوت بین عملی که انجام می دهید و عملی که تصور می کنید را تشخیص دهد.

تجسم خلاق

در یک مطالعه در دانشگاه هاروارد، به دو گروه از داوطلبان یک قطعه موسیقی پیانو که برایشان ناآشنا بود داده شد. یک گروه موسیقی و یک پیانو دریافت کردند و به آنها گفته شد که تمرین کنند. از گروه دیگر خواسته شد که تنها موسیقی را بخوانند و تصور کنند در حال نواختن آن هستند. وقتی فعالیت مغز آنها مورد آزمایش قرار گرفت، در هر دو گروه پیشرفت کورتکس حرکتی مشاهده شد، با اینکه گروه دوم هرگز به پیانو دست نزده بودند.

آلبرت انیشتین، که به خاطر این گفته مورد احترام است: “تجسم از دانش مهم­تر است،” در سرتاسر زندگی­اش از تصویر سازی کمک گرفته است. چرا از مزیت دانسته هایمان درباره شکل پذیری مغز استفاده نکنیم، و برای تصویر سازی به عنوان بهبود دهنده­ ی تمام چیزهایی که قصد داریم در آنها مهارت پیدا کنیم استفاده نکنیم؟ مثلا برای ارائه یک سخنرانی بی عیب؟

با حرف نزدن به اهدافتان برسید

این ایده توسط دریک سیور، یک موسیقی دان حرفه ای در سخنرانی اش در TED مطرح شد. او توضیح می دهد که، تست های روانشناسی ثابت کرده اند که وقتی اهدافتان را به کسی می گویید، و آنها تایید می کنند، احتمال کمی وجود دارد که آن کار را انجام داده و هدفتان را محقق کنید. زیرا مغز حرف زدن را با انجام دادن اشتباه می گیرد، یعنی رضایتمندی که از تایید اجتماعی حاصل می شود، مغز را با این احساس که آن هدف اکنون محقق شده فریب می دهد. رضایتی که در گفتن اهدافتان به دست می آورید، انگیزه شما برای انجام هر کار لازم برای به انجام رساندن آن را از بین می برد.

به این اطلاعات بها بدهید و اهدافتان را پیش خودتان نگهدارید. این کار احتمالا شما را برانگیخته می کند که سخت تر کار کنید تا به یک هدف مهم برسید.

لبخند بزنید تا روحیه خود را بهبود ببخشید

نظریه فیدبک چهره می گوید، حالات چهره که بیانگر یک محرک احساسی هستند تغییراتی در بدن شما ایجاد می کنند که مشابه همان اتفاقی است که هنگام تجربه احساس واقعی اتفاق می افتد. برای مثال، مغز شما نمی تواند تفاوت بین یک خنده تصنعی یا یک خنده­ ی واقعی را تشخیص دهد.

از نظر فیزیولوژیکی، یک خنده تصنعی همان واکنش شادی یا لذت یک خنده واقعی را ایجاد خواهد کرد. عضلات صورت شما به مغزتان یادآوری می کنند که آن احساس مثبت را تجربه کند. با توجه به این، توجه کنید که این اطلاعات چقدر می توانند در تنظیم برخی از واکنش های احساسی شما مفید باشند، تنها کافی است حالات چهره خود را کنترل کنید.

دفعه بعد که در حالت بدی بودید این را امتحان کنید: به جای اخم کردن، که احساس منفی را تقویت می کند، لبخند بزنید. تحقیقات نشان داده اند که با این کار، به احتمال بیشتری یک احساس مثبت تر تجربه می کنید.

فیزیولوژی درد احساسی را درک کنید تا همدردی را توسعه دهید

تحقیقات در موسسه علوم فیزیولوژیکی در دانشگاه پاردور نشان داده است که درد احساسی یا اجتماعی مانند درد فیزیکی واقعی و شدید است. چه فردی جراحت فیزیکی را تجربه می کند، چه وارد یک تجربه احساسی دردناک می شود، شبکه های مغزی مشابهی فعال می شود.مغز شما نمی تواند درد فیزیکی و احساسی را از هم تمییز دهد.

دکتر کیپ ویلیامز می گوید، “با اینکه هر دو نوع درد زمانی که اتفاق می افتند می توانند رنجش زیادی داشته باشند، درد اجتماعی این توانایی منحصر به فرد را دارد که بارها و بارها بازگردد، در حالیکه درد فیزیکی به گونه ای است که فقط می دانیم زمانی آن درد را داشته ایم.” لحظه ای به این فکر کنید که وقتی ما از نظر احساسی به یک نفر آسیب می زنیم، معادل شکستن یکی از استخوان هایش است. تنها با دقت به این نظریه و استفاده از آن برای کمک به پرورش احساس همدردی با دیگران، می توانیم دنیای بهتری در دایره نفوذ خود خلق کنیم.

با مدیریت افکارتان استرس را پایین بیاورید

یک تحقیق ساده ثابت کرده است که مغز نمی تواند تفاوت بیم یک تهدید واقعی و خیالی را تشخیص دهد؛ واکنش فیزیکی یکسان است. دون ژورف گواوی در کتابش به نام حقایق مرموز: یک رویکرد ثابت شده برای عبور از استرس، رسیدن به عملکرد بهینه مغز، و افزایش هوش خلاق، یک ابزار قدرتمند به نام “دکمه پاک کردن” برای توقف افکار منفی و جلوگیری تشدید استرس معرفی می کند.

این استراتژی ده ثانیه ای موثر است زیرا یک انحراف از مغز اصلی جایی که ترس در آن قرار دارد ایجاد می کند. دوست دارید آن را امتحان کنید؟ مراحل زیر را دنبال کنید.

  1. تصور کنید دکمه ای در مرکز دست چپتان قرار دارد؛ تصور کنید که این دکمه زمانی که فشار داده شود سیگنالی به مغز شما ارسال می شود تا افکار ترسناک را متوقف کند.
  2. با دست راستتان این دکمه را فشار دهید و همزمان از تنفستان آگاه شوید.
  3. سه نفس عمیق بکشید و آنها را بشمارید.
  4. برای هر شماره رنگ متفاوتی در نظر بگیرید.
  5. با هر بازدم، در زمان حال آرام شوید.

پارکر جی پالمر، موسس مرکز شجاعت و تجدید زمانی گفت، “دانشمندان نیاز به مشارکت در دنیا دارند، یک برخورد زنده بین کسی که می داند و دانسته ها”. به عبارت دیگر، دانستن کافی نیست. وقتی بر مبنای هدیه دانش عمل نمی کنیم به خودمان و دیگران لطمه زیادی می زنیم. بین نگهداشتن اطلاعات و پرورش دانایی تفاوت زیادی وجود دارد.

مهدی عابدینی

4 پاسخ ها
  1. farnazi88
    farnazi88 می گوید:

    سلام
    منم تا الان دقت کردم هر هدف یا خواسته ای که داشتم و درموردش با دیگران صحبت کردم بهش نرسیدم
    چرا آخه؟

    ———————————–

    پاسخ دادن
    • مهدی عابدینی
      مهدی عابدینی می گوید:

      درود برشما
      طبق قوانین موفقیت و قانون جذب نباید در مورد هدفتان تا حصول نتیجه صحبت کنید
      تصور كنيد كه دركافه اى كنار دوستانتان مشغول صحبت كردن درباره مسائل كارى و زندگيتان هستيد

      هركدام مشتاقانه درباره موفقيت ها و دستاوردهايتان در زندگى صحبت ميكنيد.

      وقتى نوبت به شما ميرسد ، ناخودآگاه تصميم ميگيريد درمورد روياها و اهدافتان و برنامه هايى كه براى رسيدن به آنها داريد ، صحبت كنيد ميگوييد :

      “احساس ميكنم وقتش رسيده كه كسب و كار شخصى خودم را راه بياندازم ، ميخواهم خودم را در اتاق كارم حبس كنم ، سخت كار كنم تا به هدفم برسم . حتما موفق ميشم ، از حالا به خاطر اين موفقيت خوشحالم ”

      دوستانتان خواهند گفت : ” آه البته كه توانايى اين كار را دارى تو انسان موفقى هستى ” و به شما پيشاپيش تبريك ميگويند

      تاييد و تشويق آنها احساس رضايت درونى عميقى درون شما ايجاد ميكند به طوريكه شادى درونى خود را كاملا احساس ميكنيد

      اما چه باور كنيد چه نه دراين لحظه مرتكب خطايى بزرگ شديد !! مطالعات روانشناسى بسيارى از سال ١٩٣٣ انجام شده اند كه نشان ميدهند بسيارى از افرادى كه درباره اهداف و تصميم هاى مهم در زندگى شخصى و كاريشان با ديگران صحبت ميكنند ، شانس كمترى براى موفقيت دارند

      اما چرا ؟

      مطالعات نشان ميدهند كه در مغز انسان سمبل هايى براى تشخيص هويت وجود دارد كه تصويرِ ما از هويت شخصى مان را ميسازد

      اين سمبل ها در مغز ما از دو طريق توليد ميشوند :

      ۱ ) صحبت كردن
      ۲ ) عمل كردن

      بنابراين صحبت كردن راجع به يك هدف و هيجان زده شدن قبل از رسيدن به هدف باعث ساخته شدن يك سمبل هويتى مربوط به آن در مغز ميشود
      و اين تصور در ناخودآگاه شكل ميگيرد كه كار مورد نظر انجام شده

      نتايج منتشر شده از مطالعه اخير پيتر گلويتزر ، پروفسور روانشناسى دانشگاه ان واى سى نشان ميدهد كه اعلام كردن اهداف ، سمبل هاى هويتى را در مغز ايجاد ميكند كه باعث ميشود از آن لحظه به بعد انگيزه و اشتياق كمترى براى تلاش به سوى هدف داشته باشيم

      شايد اين مسئله براى شماهم اشنا باشدكه بلافاصله پس از تصميم گيرى هيجان و اشتياق زيادى داريد ولی به مرور زمان بی انگيزه ميشويد

      بنابراين ، ازين لحظه به بعد سكوت كنيد و اهدافتان را شخصى و مثل يك راز حفظ كنيد
      در شرايطى كه نميتوانيد جلوى خودتان را بگيريد و بسيار مشتاقيد كه هدفتان را باكسى در ميان بگذاريد

      لطفا از كلماتى استفاده كنيد كه رضايتمندى كمترى در مغز شما ايجاد كند 

      پاسخ دادن
  2. محمد
    محمد می گوید:

    سلام.تو یکی ازدورهای هدف گزاری استادی میگفتم اهدافتون به بقیه بگین وصحبت کنید درموردش البته با افراد هم فرکانس واگرنبود با خودتون صحبت.کنید ولی اینجا شما میفرماینکه نباید صحبت کرد لطفا تناقض مطلب رو توضیح بدید.

    پاسخ دادن

فعالیت‌ها و بازتاب‌ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − 3 =