ذهن و مغز

ماهیت ذهن و مغز هولوگرافیک

ماهیت ذهن و مغز هولوگرافیک

ماهیت واقعی ذهن چیست، و عملکرد اصلی مغز ما چیست؟

هدف از این مقاله این است که شواهدی ارائه دهیم که حاکی از آن هستند که شما مغزتان یا بدن مادی نیستید، و ماهیت ذهن، حافظه و مغز حقیقتا از آنچه که ما باورکرده ایم متفاوت هستند.

از دوران باستان، بشر همواره مجذوب ذهن بوده است، همین باعث شده که اندیشمندانی مانند بقراط و دکارت با حیرت روی ماهیت ذهن تفکر کنند. به دوران مدرن نیز نگاهی بیندازید و ببینید که چطور ذهن هنوز مورد احترام است. ما تعداد زیادی عقیده راسخ درباره ماهیت ذهن داریم، من معتقدم که ایگو-درک محدود ما از خود- و بنابراین ناآگاهی بشر، به طرز پیچیده ای با این عقاید گره خورده است.

اما واقعیت این است که ما تنها بخشی از توانایی ذهن را درک می کنیم، ما به ندرت درباره مغز و همچنین ماهیت ذهن می دانیم.

در این مقاله توضیح می دهیم که این ایده که مغز به همراه بافت ها و عصب ها که تا به حال به عنوان منبع افکار و هویت پنداشته می شده است، در واقع یک ابزار است، یک گیرنده شعور و هوش انسانی است، نه منبع آن؛ و ذهن انسان ریشه در مغز ندارد، همان طور که اینترنت ریشه در لپ تاپ و مودم شما ندارد.

“ذهن من فقط یک گیرنده است. در عالم هستی یک هسته وجود دارد که ما از او دانش، قدرت و الهام می گیریم. من به درون اسرار این هسته نفوذ نکرده ام، اما می دانم که وجود دارد.” نیکلا تسلا

انعکاس حافظه روی صفحه هوشیاری

 

ابتدا می خواهم کار یک جراح عصبی به نام ویلدر پنفیلد را تشریح کنم. در طول کار روی بیماران صرعی از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ او متوجه شد که “تحریک قشر مغز انسان با یک جریان الکتریکی خفیف گاهی اوقات خاطراتی خاص و گاهی نیز رویاهایی را زنده می کند. این کار در مورد کارکرد مغز، حافظه، ذهن و تعامل بین آنها بینش هایی برای او ایجاد کرد.

 

امواج ذهنی، هیپنوتیزم

امواج ذهنی، هیپنوتیزم

در طول یک جراحی مغز، او متوجه شد که با استفاده از یک الکترود که جریان الکتریکی خفیفی ایجاد می کرد، می تواند نواحی مغز را تحریک کند و نتایج خاص، قابل تکرار، انگیزه بخش و جالبی به دست بیاورد. در طول فرایند بیماران هوشیار نگه داشته شدند به طوری که دکترها در طول عمل مکالماتی با آنها انجام می دادند و در مورد ماهیت تجربیاتی که این جریان های الکتریکی ایجاد می کردند سریعا فیدبک دریافت می کردند.

در یک مورد او ناحیه ای از مغز مردی را تحریک کرد که باعث شد آن مرد نه تنها صدای نواخته شدن پیانو را بشنود، بلکه مردی را دید که در مقابل او نشسته و پیانو می نوازد. در یک مورد دیگر پسری اظهار داشت که مردی را دیده که روی صندلی نشسته و آواز می خواند، و مورد دیگر بیماری بود که صدای یک ارکستر کامل را شنیده بود. در هر یک از این موقعیت ها افراد شرکت کننده اشکالی گذرا از افراد یا صدای خفیف موسیقی را نمی شنیدند، بلکه تصویر را به صورت زنده می دیدند گویی واقعا درون اتاق وجود داشت.

در تمام موارد بیماران وقایعی را به خاطر می آوردند اما نه آنگونه که عموما یک خاطر را به یاد می آورید که شبیه یک تصویر ذهنی گذرا است، بلکه با جزئیات روشن به طوری که گویی در آن واقعه زندگی می کردند. برخی بیماران افرادی را در مقابلشان می دیدند و صدای آنها را می شنیدند، درست مانند اینکه آنها واقعا وجود داشتند.

دکتر پنفیلد این طور بیان می کند که به نظر می رسد ذهن می تواند یک حافظه یا رویا را روی صفحه هوشیاری منعکس کند. به علاوه او متوجه شد که وقتی مغز افراد را تحریک می کرد و آنها چیزهایی را به خاطر می آوردند، مثل یک تصویر، یک صدا یا یک احساس، آن خاطرات همواره با روندهای فکری همراه می شوند که در همان زمان وجود داشتند. بنابراین مغز داده های حسی را به صورت یک واحد کامل و یکپارچه ضبط می کند.

حافظه هولوگرافیک و ماهیت ذهن

دانشمندان شواهدی دارند که نشان می دهد تمام اطلاعات مستقیما در میدان اطراف ما یعنی تراکم انرژی زمان مکان کد می شوند. در آزمایش ویلدر پنفیلد به نظر می رسید که بیماران یک یادآوری کامل از اتفافات گذشته داشتند و در حالت بصری، یک تصویر سه بعدی یا خاطره هولوگرافیک را می دیدند.

این یک ادراک نرمال نیست.

چه می شود اگر تحریک مغز به خودی خود باعث شود که بیماران حافظه خود را درون میدان زمان مکان منعکس کنند؟ یا چه می شود اگر آن اطلاعات از قبل در یک وضعیت هولوگرافیک موجود باشند یعنی آن تصاویر، آن آهنگ ها و خاطرات درون میدان زمان مکان کد شده باشند، و احتمالا توسط خود مغز مستقیما درون میدان ثبت شده باشند، و تحریک به صورت تصادفی باعث شده باشد که آنها مستقیما خاطره را در میدان خودشان احساس کنند؟

این نه تنها احتمال وجود حافظه هولوگرافیک را در انسان ها نشان می دهد، بلکه یک درک متفاوت از خود حافظه است.

موضوع جالب دیگر این است که خاطراتی که زنده می شدند اغلب پیش پا افتاده و بی اهمیت بودند. یعنی مغز ما تمام جزئیات زندگی حتی اتفاقات معمولی را ثبت می کند، آنها برای ما قابل دسترسی هستند، البته باید بدانیم چطور به آنها دست پیدا کنیم یا چطور با قابلیت های کامل ذهنمان استفاده کنیم.

مغز حتی در حالت خفته هم خاطرات را ثبت می کند، یعنی وقتی بیماری در طول عمل جراحی در بیهوشی عمیق است، مجموعه ای گفتگوهای پزشکان و حتی برخی از جزئیات را نیز ثبت می کند. اما جالب است که بدانید “در بیهوشی عمیق، عملا هیچ امواج مغزی بالاتری وجود ندارد، یعنی برای کورتکس مغز غیر ممکن است که عمل پیچیده ای مانند به خاطر سپردن گفتگوی جراحان را انجام دهد.” این یکی ازدلایلی است که ویلدر پنفیلد بعد از ۴۰ سال تحقیق نتیجه گرفت که ذهن موجودیتی جدا از مغز است، و برای کارکرد به مغز متکی نیست.

 

چه کسی باعث حرکت می شود؟

جهان هولوگرافیک

 

در آزمایش دیگری که توسط ویلدر پنفیلد انجام شد او کورتکس حرکتی مغز بیماران را تحریک کرد که باعث شد بیمار دستش را بالا بیاورد. اگر از بیمار سوال می کردند که خودت دستت را حرکت دادی، جواب می داد، نه من حرکت ندادم. اما وقتی پنفیلد از او خواست که دستش را حرکت دهد، بیمار توانست این کار را انجام دهد و سپس گفت، “حالا من خودم دستم را حرکت دادم.” این “من” کیست که حرکت را انجام می دهد؟ چرا وقتی که بدن خود به خود حرکت می کند این “من” فعال نمی شود؟!

اگر مغز ما منبع “آنچه که هستیم” باشد، آنگاه هر تحریکی در آن که باعث حرکت شود باید این درک را به ما بدهد که این خود ما هستیم که این حرکت را ایجاد کردیم. این مورد به همراه چندین مورد دیگر، نشان دهنده این هستند که مغز ما “آنچه که هستیم” نیست، و مغز و بدن تنها به صورتی مصنوعی به “آنچه که هستیم” مرتبط هستند، و مغز قطعا منبع “آنچه که هستیم” نیست.

به نظر می رسد بافت مغز اختیاری است

حذف یک نیمکره. در مورد مفهوم هولوگرافیک مغز، و اینکه مغز تنهای ثبت کننده تجربیات بوده و نه منبع ذهن شواهدی وجود دارد که در مطالعاتی که در دانشگاه جونز هاپکین انجام شده یافت می شود. در این تحقیقات روی کودکانی که مغزشان آسیب دیده بود کار کردند. آنها متوجه شدند که با حذف نیمکره معیوب می تواند سطح هوش و هماهنگی فیزیکی را بهبود بخشید. در واقع آنها قسمت معیوب مغز کودکان را حذف می کردند.

بر اساس دانسته های ما این کار می تواند باعث آسیب جدی شود. اگر خاطرات در ذهن ذخیره می شدند، آنگاه بعد از این عمل کودکان باید آن خاطراتی که مربوط به قسمت حذف شده مغز بود را از دست می دادند. اما با این حال نتایج حیرت انگیز و بر خلاف دانسته های قبلی بود.

دکتر آیلین پی جی روی ۵۴ کودکی که تحت عمل قرار گرفته بودند تحقیق کرد و به خاطر “بازیابی حافظه، و بازیابی شخصیت و احساس شوخ طبعی کودک” متعجب شد. یک تحقیق جدید تر نیز روی ۱۱۱ کودک که عمل کرده بودند انجام شد و از این ۱۱۱ کودک ۸۶% بدون بیماری بودند و دیگر به دارو نیاز نداشتند.

بیماری هیدروسفالوس:

هیدروسفالوس به خاطر این مشکل است که سیال مهره ای مخ، نرمچه های مغز را احاطه کند، از آنجایی که جریان این سیال محدود می شود فشار در جمجمه بیشتر می شود و اغلب باعث فشردگی بافت مغز می شود. گاهی این فشردگی تا حدی زیاد می شود که تنها بخش کوچکی از بافت مغز به جا می ماند. نتیجه جالبی که به دست آمد این بود حدود ۴۰ درصد از بیمارانی که تنها ۵ درصد از بافت مغزشان باقی مانده بود آی کیو بالاتر از ۱۰۰ داشتند. با وجود از دست رفتن قسمت عظیمی از مغز، این مسئله چطور امکان پذیر است؟

توضیح منطقی برای این امر وجود ندارد، تنها واضح است که ما از ماهیت واقعی ذهن، یا مغز اطلاعات خیلی کمی داریم. هر دوی این مثال ها باز هم نشان می دهند که ذهن مستقل از مغز است.

 

مهدی عابدینی ، میلاد پاکار

امواج مغزی ، هیپنوتیزم

تاثیر تفکر عمیق روی تغییرات مولکولی خاص در ژن ها

تاثیر تفکر عمیق روی تغییرات مولکولی خاص در ژن ها

 

بر اساس رشد شواهدی که اظهار می کنند آموزش ذهن یا القای حالات آگاهی خاص می توانند تاثیرات سلامتی سودمند داشته باشند، دانشمندان در جستجو هستند تا درک کنند چطور این تمرینات دارای تاثیرات فیزیکی روی بدن هستند. یک مطالعه جدید که توسط محققان اسپانیا و فرانسه انجام شد اولین شواهد تغییرات مولکولی خاص در بدن را بعد از یک دوره تمرینات ذهنی عمیق نشان می دهد.

این تحقیق تاثیر یک روز تمرین ذهنی عمیق را روی یک گروه از مراقبه کنندگان با تجربه، در مقایسه با گروهی از سوژه های آموزش ندیده که مشغول فعالیت های غیر مراقبه ای شدند بررسی کرد. بعد از هشت ساعت تمرین ذهنی، مراقبه کنندگان تفاوت های مولوکولی و ژنتیکی نشان دادند، مثل تغییر سطح سیستم تنظیم کننده ژن و کاهش سطح ژن های مربوط به التهاب، که این با بهبودی فیزیکی سریعتر در هنگام شرایط استرس زا همراه بود. این اولین مقاله ای بود که تغییرات سریع حالات ژن ها را در سوژه هایی که تمرینات مراقبه ذهنی داشتند نشان می داد. جالب تر این است که، این تغییرات در ژن هایی رخ دادند که هدف اصلی داروهای ضد التهاب و درد هستند.

در مطالعات بالینی نشان داده شده است که تمرینات مبتنی بر تفکر عمیق روی اختلالات التهابی  تاثیر دارند، و توسط موسسه قلب آمریکا به عنوان یک روش پیشگیری مورد تایید قرار گرفته اند.

فعالیت ژن می تواند بر اساس ادراک تغییر کند

 

بر اساس بیانیه دکتر بروس لیپتون، فعالیت ژن می تواند به صورت روزانه تغییر کند. اگر ادراک ذهنی شما در شیمی بدن شما منعکس شود، و اگر سیستم عصبی محیط اطراف را بررسی و تعبیر می کند، و سپس وضعیت شیمیایی خون را کنترل می کند، پس شما قطعا می توانید سرنوشت سلول های خود را با تغییر افکارتان تغییر دهید.

در واقع تحقیق دکتر لیپتون نشان می دهد که با تغییر ادراک، ذهن شما می تواند فعالیت ژن های شما را تغییر دهد و بیش از سی هزار تغییر در فرآورده های هر ژن ایجاد کند. جزئیات بیشتری که او بیان می کند به این صورت است که برنامه های ژن در هسته سلول قرار دارند، و شما می توانید این برنامه های ژنتیکی را با تغییر وضعیت شیمیایی خون بازنویسی کنید.

 

کروموزوم

 

امواج مغزی ، هیپنوتیزم

به عبارت ساده تر، این یعنی اگر می خواهیم سرطان را شفا دهیم، نیاز داریم نوع تفکرمان را تغییر دهیم.

“کار مغز این است که بین باورهای ما و واقعیتی که تجربه می کنیم پیوستگی ایجاد کند.”

 

“یعنی ذهن شما بیولوژی و رفتار بدن شما را تنظیم خواهد کرد تا با باورهای شما منطبق باشند. اگر به شما گفته شده باشد که در عرض شش ماه خواهید مرد و ذهن این را باور کند، احتمالا شش ماه دیگر خواهید مرد. یه این اثر نوسبو (nocebo) گفته می شود، نتیجه یک فکر منفی، که متضاد تاثیر پلاسبو است، که شفا بخشی با واسطه یک فکر مثبت انجام می شود.”

این اتفاق به یک سیستم سه گانه اشاره می کند: یک بخش از شما قسم می خورد که نمی خواهد بمیرد (ضمیر خودآگاه)، که مغلوب بخشی می شود که باور کرده شما خواهید مرد (پیش بینی دکتر که به واسطه ضمیر ناخودآگاه انجام می شود)، که یک واکنش شیمیایی القا می کند (که به واسطه شیمی مغز انجام می شود) تا تضمین کند بدن مطابق با باورهای غالب پیش برود. (عصب شناسان معتقدند ۹۵ درصد زندگی ما توسط ناخودآگاه کنترل می شود)

آن بخشی از ما که دوست ندارد بمیرد چه می شود (ضمیر خودآگاه)؟ آیا او روی شیمی مغز تاثیر نمی گذارد؟ بستگی دارد که ضمیر ناخودآگاه که حاوی عمیق ­ترین باورهای ماست چطور برنامه ریزی شده باشد. این باورهای ماست که در نهایت برگ برنده را رقم می زند.

انسان ها این طور برنامه ریزی شده اند که باور کنند قربانی هستند و هیچ کنترلی ندارند. ما از همان ابتدا توسط عقاید پدر و مادرمان برنامه ریزی می شویم. بنابراین، برای مثال، وقتی بیمار می شویم، والدینمان به ما می گویند که باید به دکتر مراجعه کنیم زیرا او مقامی است که به سلامتی رسیدگی می کند. همه ما از کودکی این پیام را دریافت می کنیم که دکترها مسئول سلامتی هستند و ما قربانی نیروهای جسمی هستیم که فراتر از توانایی کنترل ما هستند. یک اتفاق جالب این است که مردم اغلب در راه دکتر حالشان بهتر می شود! این زمانی است که توانایی ذهنی ما برای شفای خودمان بیدار می شود، یک مثال دیگر از تاثیر پلاسبو!

 

 

باورهای ناخودآگاه اهمیت بسزایی دارند

 

بسیاری از کسانی که تفکر مثبت دارند می دانند که فکر کردن به چیزهای خوب، و ساعت ها تکرار عبارات تاکیدی، همواره نتایجی که کتاب های مثبت اندیشی وعده می دهند را به همراه ندارد. زیرا تفکر مثبت از ضمیر خودآگاه می آید، در حالیکه افکار منفی متناقض همواره در ضمیر ناخودآگاه قدرتمندتر برنامه ریزی می شوند.

مشکل اصلی این است که مردم از باورها و رفتارهای خودآگاهشان مطلع هستند، اما از رفتارها و باورهای ناخودآگاهشان مطلع نیستند. بیشتر افراد حتی تایید نمی کنند که ضمیر ناخودآگاهی هم در کار است، و حقیقت این است که ضمیر ناخودآگاه میلیون ها برابر قدرتمندتر از ضمیر خودآگاه است و ما ۹۵ تا ۹۹ درصد از زندگی خود را بر اساس برنامه های ضمیر ناخودآگاه جلو می بریم.

باورهای ناخودآگاه شما با موافق و یا برعلیه شما کار می کنند، اما حقیقت این است که شما زندگی خود را کنترل نمی کنید، زیرا ضمیر ناخودآگاه شما بر کنترل خودآگاه شما تسلط دارد. بنابراین وقتی تلاش می کنید که از سطح خودآگاه با تکرار عبارات تاکیدی و گفتن من سالم هستم، شفا بخشی را ایجاد کنید، احتمالا یک برنامه ناخودآگاهی پنهان وجود دارد که کار را خراب می کند.

قدرت ضمیر ناخودآگاه به ویژه در افرادی که چند شخصیتی هستند بارز است. فرد ممکن است در ذهنیت یک شخصیت نسبت به توت فرنگی آلرژی داشته باشد، اما در تجربه ذهنیت شخصیت دوم، بدون عوارض توت فرنگی بخورد.

علم جدید در اپیژنتیک وعده می دهد که هر شخص روی کره زمین این فرصت را دارد که خود واقعی اش باشد، قدرت غیر قابل تصور و توانایی عملکردهایی مانند شفای بدن و فرهنگ و زندگی در آسایش را پیدا کند.

مهدی عابدینی ، میلاد پاکار

 

18
فایل های صوتی امواج ذهنی چیست

فایل های صوتی امواج ذهنی چیست

  قبل از شروع کلام اجازه می‌خواهم بگویم که تمام هیپنوتیزم‌ها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این‌یک ایده جدید و نوینی نیست و سال‌ها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون پایه ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبنا این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی‌دهد. درواقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزمکننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزیولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می‌رود. به عبارتی خود فرد مهم‌ترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه‌های خود- هیپنوتیزم فرد می‌آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نمود و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. درواقع خودش هم هیپنوتیزم کننده و همهیپنوتیزم شونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (BRAIN WAVE) صورت می‌پذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (ALPHA) و تتا (THETA) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از توانایی‌های مربوط به این امواج را معرفی می‌نماییم. همان‌گونه که ملاحظه می‌گردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا می‌تواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق می‌افتد.
درواقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ می‌دهد.

نوع موج

دامنه فرکانس (هرتز) توانایی‌های ذهنی
دلتا (Delta) ۱/۰ تا ۳ خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
تتا (Theta) ۳ تا ۸ آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رؤیابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
آلفا (Alpha) ۸ تا ۱۲ آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
بتای پایین (Low Beta) ۱۲ تا ۱۵ آرامش متمرکز، افزایش توانایی‌های توجه
بتای متوسط(Midrange Beta) ۱۵ تا ۱۸ افزایش و توانایی‌های ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
بتای بالا (High Beta) بیش از ۱۸ کاملاً بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
گاما (Gama) بیش از ۴۰ در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی

توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی می‌بریم و آن اینکه در بتای پایین (LOW BETA) توانایی‌های توجه افزایش می‌یابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) می‌گردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا (ALPHA) بیشتر و در امواج تتا (THETA) به اوج خود می‌رسد. با توجه به این واقعیت می‌توان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قوی‌تر و حافظه‌ای نیرومندتر بهره‌مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.

چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریع‌تر و بهتر صورت می‌گیرد؟

  • در این حالات فرد از تنش‌ها، انقباضات و استرس‌های جسمانی و روانی به دور است.
  • دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
  • دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
  • دارای حضور ذهنی و حافظه‌ای نیرومندتر است.
  • به‌نوعی دستیابی‌اش به ضمیر نیمه آگاه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.
  •   دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری است.
  • انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.

 کاربرد این روش

از این روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوع بهره گرفت. ازجمله زمینه‌های متداول می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • برنامه‌ریزی‌های مدیریتی و کاری که به‌دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
  • تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
  • مرور درس‌ها و یا مرور کارهای انجام‌شده درگذشته، یادآوری خاطرات.
  • آموزش شیوه‌های جدید زندگی.
  • آموزش زبان‌های خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
  • آموزش درس‌های اعتمادبه‌نفس و ابراز وجود.
  • آموزش ارتباطات مؤثر.
  • هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزی‌های گرافیکی و سایر مهارت‌های ذهنی.
  • ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
  • درمان‌های مختلف روان‌پزشکی من‌جمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانی‌ها و جرئت آموزی.
  • فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
  • فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
  • فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.

 یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش:

۱- در محلی ساکت قرار گیرید.
۲- می‌توانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید.
۳- در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیه‌دار و یا پشت به دیوار بنشینید. درهرصورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد.
۴- به‌آرامی پلک‌ها را روی‌هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید.
۵- به‌تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد.
۶- به‌تدریج به تنفس‌های خود عمق ببخشید (دم‌های عمیق‌تر و بازدم‌های بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفس‌ها را دنبال نمایید و آن‌ها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید.
۷- در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بی‌حرکت باقی بمانید.
۸- حالا به کارها مختلفی که می‌خواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبه‌های مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آن‌ها در ساعات و اوقات مختلف برنامه‌ریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود می‌گردید. با تکرار این روند ذهن شما قوی‌تر و بهتر عمل خواهد کرد.

 

منبع: مجله یوگا

اسرار مغز
حقایقی در مورد مغز انسان

حقایقی در مورد مغز انسان

 

همواره انسان یک نمونه شگفت انگیز برای شناخت به شمار می رود و موارد بی شماری در مورد انسان ناگفته باقی مانده است. در این مقاله به واقعیت هایی جذاب درباره ی مغز انسان خواهیم پرداخت، تا شاید دید بهتری نسبت به مهمترین عضو بدن خود داشته باشید.

دوست خوبم واقعیت های زیادی درباره مغز انسان وجود دارد که دانستن آن می تواند به شما کمک کند تا اطلاعات جامع تری از این بخش از بدن داشته باشید.

واقعیت اول: بیشتر وزن مغز را آب تشکیل می دهد و بخش جامد عمدتا از جنس چربی است.

بیشتر مردم تصور می کنند که مغز به طور کامل جامد است، اما این افراد اشتباه می کنند. ۷۵ درصد مغز را آب تشکیل می دهد. بخش جامد مغز نیز از جنس چربی است و تقریبا ۱۰ تا ۱۲ درصد مغز را تشکیل می دهد. بقیه مغز از جنس پروتئین، هیدروکربن و نمک است.

واقعیت دوم: ۱۶۰,۰۰۰ کیلومتر رگ خونی در مغز وجود دارد!

واقعیت سوم: مغز شما بین ۱۰ تا ۲۳ وات برق تولید می کند!

این قدرت برای روشنایی دو لامپ کم مصرف کافیست. بخش عمده ای از این قدرت تولید شده به منظور ارتباط عصبی مغز با دیگر اعضا استفاده می شود.

واقعیت چهارم: استفاده از غذای سالم، هوش را افزایش می دهد!

طبق تحقیقاتی که در یک موسسه در نیویورک انجام شده، اگر شما در وعده ناهار غذایی بخورید که هیچگونه مواد نگهدارنده و یا طعم دهنده مصنوعی نداشته باشد، ۱۴ درصد در تست IQ امتیاز بهتری کسب خواهید کرد. این کشف بسیار چشمگیر است و نشان می دهد که عملکرد مغز به شدت به نوع تغذیه وابسته است.

واقعیت پنجم: هر فکری که می کنید یک اتصال عصبی جدید در مغزتان ایجاد می کند.

مغز از آن چیزی که تصور می کنید انعطاف پذیر تر است و به مرور زمان تغییر می کند. اگر در همین لحظه به موضوع جدیدی فکر کردید، مطمئن باشید در مغز شما به همان میزان اتصال عصبی جدید ایجاد شده است.

شما همیشه در حال فکر کردن هستید. با تغییر این تفکرات، شما می توانید به طور کل سیم کشی عصبی مغزتان را تغییر دهید.

واقعیت هفتم: خندیدن فرایند پیچیده ای است و از ۵ بخش مغز استفاده می کند!

خندیدن موضوع خنده داری نیست، این فرایند بخش های زیادی از مغز را درگیر می کند. خندیدن برای فعالسازی مغز بسیار موثر است و مواد شیمیایی تقویت کننده ای در بدن شما در هنگام خندیدن رها می شود. تحقیقات نشان می دهد که خندیدن برای چند دقیقه در هر روز موجب بهبود وضعیت روحی، افزایش احساس خوشبختی و افزایش عملکرد مغز در خلاقیت می شود.

واقعیت هشتم: تردستی موجب تغییرات سریع در مغز می گردد!

تردستی و یادگیری کارهای پیچیده جدید تاثیر بسیار مثبتی بر روی مغز انسان دارد. تردستی و حرکات پیچیده موجب رشد بخش خاصی از مغز می شود، بنابراین اتصالات عصبی در مغز افزایش چشمگیر می شود. همچنین کارها و مسائل پیچیده می تواند موجب رشد چشمگیر مغز گردد.

واقعیت نهم: مغز توانایی احساس درد را در هیچ صورتی ندارد!

مغز قادر به حس کردن درد در خود نیست و تنها می تواند درد بخشهای دیگر بدن را دریافت کند. در واقع هیچ دریافت کننده دردی در مغز وجود ندارد.

واقعیت دهم: ارتفاع مغز انسان ۹٫۳ سانتی متر است!

مغز از آن چیزی که مردم تصور می کنند کوچکتر است. اندازه مغز ۱۶ در ۱۴ در ۹٫۳ سانتی متر و وزن آن ۱٫۳ کیلوگرم است. در همین ۱٫۳ کیلوگرم ۲۰۰ میلیون سلول عصبی نرون وجود دارد

مغز انسان قادر است بیش از تعداد کل اتم های موجود در کل دنیا، ایده در خود داشته باشد و آنها را تجزیه تحلیل نماید!

– اگر می شد نیرویی که در مغز جریان دارد را مهار نمود، به واسطه آن می توانستید یک لامپ ۱۰ واتی را روشن نگه دارید.

– ۲۰% از کل اکسیژنی که در بدن پمپاژ می شود، به مغز می رسد.

– و در حدود ۷۵ میلی لیتر از خون در هر دقیقه به مغز پمپاژ می شود.

– مغز شما حاوی ۱۰۰ میلیارد رشته عصبی است.

یعنی چیزی در حدود ۱۶۶ برابر کل افرادی که بر روی کره زمین زندگی می کنند.

حتی می توانیم در حدود ۳۱۷۱ سال به عقب باز گردیم و تمام انسان هایی را که از آن موقع تا کنون بر روی زمین زندگی می کرده اند را نیز در شمارش خود به حساب آوریم، آنوقت شاید تعداد آنها با نرون های موجود در مغز برابری کند.رشد مغز در سن ۱۸ سالگی متوقف می شود. تعداد گذرگاههای اندیشه ای که مغز می تواند تولید کند عبارت است از:

یک عدد ۱ که جلوی آن ۵/۱۰ میلیون کیلومتر صفر با خط معمولی تایپ شده باشد!

– بیهوشی ۸ تا ۱۰ ثانیه پس از نرسیدن خون به مغز اتفاق می افتد.

– کل مقوله های مربوط به “تفکر” توسط جریان الکتریسته و تغییر و تحولات شیمیایی میسر می شوند.

آیا مغز هنگامیکه چیزی را یاد می گیریم تغییر می کند؟

دانشمندان بر این باورند که هر بار که یک فکر جدید به ذهنتان خطور می کند و یا چیزی را در ذهن خود حفظ می کنید، یک پیوند عصبی جدید در مغز ایجاد می شود.

نویسنده و محقق :  مهدی عابدینی

امواج مغزی-خود هیپنوتیزم
سیگنال های مغزی

سیگنال های مغزی

فواید استفاده از اموج مغزی

کمک به مدیتیشن:

اصولاً مدیتیشن به مفهوم یادگیری قرار دهی خود در یک وضعیت خاص ذهنی است. در حالت سنتی، رسیدن به این سطح از توانایی چندین سال طول می‌کشد و بایستی با فن‌های متعددی آشنا شد. اما حال به کمک جادوی امواج مغزی دوگوشی، می‌توان بدون هیچ آموزش خاص یا انجام ریاضت‌های سخت و طاقت‌فرسا همان کار را انجام داد! فرکانس‌های مغزی در حالت مدیتیشن بین ۸ تا ۱۳ هرتز می‌باشند. وقتی یک وضعیت مشخص امواج مغزی در مدت‌زمانی مرتباً تجربه و تمرین گردد، آنگاه مغز تغییر وضعیت را “فرامی‌گیرد” و این تغییر وضعیت به گونه خودآگاه نیز ممکن می‌گردد.

 کاهش زمان یادگیری:

مشاهده‌شده است که مرحله تتا(۴-۷ هرتز) قابلیت‌های یادگیری را افزایش می‌دهند. در حقیقت، بچه‌ها زمان بیشتری را نسبت به بزرگ‌سالان در مرحله تتا می‌گذرانند، که احتمالاً دلیلی بر یادگیری سریع‌تر آن‌ها نسبت به بزرگ‌سالان می‌باشد. فرکانس‌های آلفا نیز برای اهداف یادگیری مفید می باشند و شما می‌توانید در طول زمان پخش امواج آلفا نوارهای یادگیری زبان یا یادگیری موارد دیگر را پخش نموده و به گونه ناخودآگاه آن‌ها را فراگیرید

کاهش زمان خواب لازم:

کافی است اشاره‌کنیم که برای بسیاری از مردم نیم ساعت بودن در مرحله تتا برابر با بیش از ۴ ساعت خواب می‌باشد. وقتی این نکته را بدانیم دیگر برایمان عجیب نیست که برخی یوگیست ها خواب بسیار کمی دارند، همه می‌توانیم به این حالت دست پیدا کنیم.

بیماری‌های روحی:

برای درمان بیماری‌هایی از قبیل افسردگی، عدم اعتمادبه‌نفس، حواس‌پرتی و اعتیاد به الکل و مشروب و … امواج مغزی دوگوشی معجزه می کت‌اند. همچنین در درمان بیماری‌های جسمی نظیر میگرن و سایر سردردها بسیار مفید واقع خواهند شد.

نویسنده و محقق : علیرضا همتی