نوشته‌ها

رسالت ما در جهان هستی مهدی عابدینی

رسالت مادر جهان هستی

رسالت مادر جهان هستی

 

بحث رسالت موضوع خیلی مهم و کاربردی میباشد که خیلی ها این سوال را از خودشان میپرسند که رسالت ما در جهان هستی چیست؟

هر انسانی که پا به جهان هستی گذاشته ، رسالتی خداوند عالم برای او تعیین کرده است و هیچ انسانی بدون رسالت پا به عرصه گیتی نگذاشته است ولی متاسفانه  تعداد زیادی از انسانها بدون اینکه رسالت خود را کشف کنند از دنیا می روند و ممکن است سالها و حتی قرن ها طول بکشد تا کسی متولد شود تا ان رسالت احیا نشده توسط فرد را احیا کند و چه بسا هیچ موقع هم احیا نشود.

رسالت ما حدودا از سنین  پایین در ما شکل میگیرد ولی چون کسی نیست ان را شکوفا کند در همان سنین هم فراموش میشود و به طور ناخواسته به کاری مشغول میشویم که اصلا از ان لذت نمیبریم.

به عنوان مثال کودکی که از بچگی عاشق نقاشی و یا موسیقی است ولی با توجه به اجبار پدر و مادر در رشته های دیگر به تحصیل میپردازد و رسالتش در همان نوجوانی سرکوب میشود.

رسالت ما در جهان هستی مهدی عابدینی

رسالت ما در جهان هستی

رسالت ما حتما کاری است که در آن خدمت به خلق لحاظ شده است و یک کاری است که به دیگران هم کمک میرساند و خود فرد هم لذت میبرد. ممکن است یک بچه ای در هنگام کودکی یک کاری و یا یک شغلی و حتی یک شخصی را ملاحظه کند و همان لحظه رسالت او شکل میگیرد ولی چون به این موضوع اگاهی ندارد هیچ وقت به رسالتش نخواهد رسید

کسانی هستند که به اجبار پدر و مادر و یا جامعه رشته  تحصیلی را انتخاب کردند و ان را به پایان رسانیده اند و سالها در ان شغل مشغول بوده اند ولی هیچ گونه رضایت درونی نداشته و از کار خود لذت نمیبردند. من پزشکی را می شناسم که بعد از ۲۰ سال طبابت چون به اجبار والدینش این رشته را انتخاب کرده بود کار خود را رها کرد و به کشاورزی و دامپروری روی اورد چون این کار رسالتش بود و او را به اوج لذت درونی میرساند.

کسانی هستند که در کار خود خیلی موفق هستند و از آن کار لذت میبرند ایشان کسانی هستند که عینا دارند رسالت خود را انجام می دهند و شما نمونه بارز انها را در اطراف خود دیده اید به عنوان مثال ورزشکاری که هم ورزش میکند هم از کار خود لذت میبرد و هم پول در میاورد و یا هنرمندی که دقیقا چنین مشخصاتی دارد. به عنوان مثال پرفسور سمیعی عینا در رسالت خود قرار دارد و یا علی دایی ، شهاب حسینی عادل فردوسی پور، بیل گیتس و میلیون ها از این دست انسانها که در رسالت خود حرکت میکنند.

اصولا تعریف رسالت را میتوان بدین شکل مطرح کرد. آن کاری که ما را به اوج لذت و شادی میرساند.

رسالت ما در جهان هستی مهدی عابدینی

رسالت ما در جهان هستی

خیلی ها این سوال را از من میپرسند که چگونه رسالت خود را کشف کنیم و به آن بپردازیم ؟

شناخت رسالت چندین مشخصه دارد

  • ۱- فعالیتی که ما را به اوج لذت و شادی میرساند
  • ۲- وقتی مشغول ان کار هستیم گذر زمان را متوجه نمی شویم
  • ۳- وقتی مشغول ان کار هستیم گرسنه نمی شویم
  • ۴- وقتی مشغول ان کار هستیم تشنه نمی شویم
  • ۵- پول در اولویت دوم ان کار قرار دارد و مهم لذت بردن از کاری است که داریم انجام میدهم. و با شوق و اشتیاق وصف ناشدنی آن کار را انجام میدهیم.

 

نویسنده و محقق : مهندس مهدی عابدینی

متافیزیک

راز ارتعاش کیهانی

راز ارتعاش کیهانی

همه چیز بر اساس ارتعاش هماهنگ شده.

 

شما قبل از ورود به زندگی زمینی در دنیایی از جنس ارتعاش بودید.
دنیایی سرشار از عشق که هر شخص بر اساس برآیند ارتعاشی که درونش ذخیره کرده بود در جایگاه مشخصی قرار داشت.
شما بودید چون باید می بودید.
شما جسم نیستید که در یک زمان متولد شوید و در زمانی دیگر نابود شوید.
شما از جنس ارتعاش هستید.شما انرژی هستید.
ارتعاش هیچ وقت به وجود نمی آید و هیچ وقت از بین نمی رود.
بلکه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود.

شما نسخه های ارتعاشی هستید که از همیشه وحود داشتید.
ورای زمان و مکان ورای قالب های جسمانی…شما همیشه وجود داشتید.
چرا که انرژی از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگر تغییر می کند.

 

انرژی

 

شما قبل از ورود به این دنیای خاکی بر اساس بسامد ارتعاشی خودتان درخواست کردید که در قالب یک کاراکتر به این زندگی زمینی بیایید تا چگالی ارتعاش وجودی تان را هماهنگ با ارتعاش منبع و طراح جهان هستی کنید.
شما با اختیار خودتان این کاراکتر جسمی را برگزیدید چرا که در آن دنیای قبل از تولد شما آگاه بودید که انتخاب این جسم زمینی بهترین انتخاب شماست. انتخابی که می تواند برآیند ارتعاشی شما را هماهنگ با ارتعاش خالق خودتان کند.
شما خلق شدید برای هماهنگ شدن با هوشمندی حاکم در جهان هستی.
شما خلق شدید تا تکامل ارتعاشی خودتان را ادامه دهید تا در نهایت در هماهنگی کامل با خالق خودتان یا خود برتر خودتان باشید.

پس بدانید که انتخاب جسم کنونی خودتان دقیقا بر عهده ی خود شما بوده.
شما آن لحظه آگاهی داشتید که فقط در این جسم و در این زمان هست که می توانید به رسالت خودتان برسید. و با آگاهی و اختیار کامل این کالبد جسمی را برگزیدید تا بهترین باشید.

بعد از اینکه درخواست کردید تا به این زندگی بیایید خودتان والدین کنونی خود را انتخاب کردید.
پذیرفتید که در نطفه ی والدین کنونی خودتان تجلی و نمود پیدا کنید.
و این لحظه بود که به میدان ارتعاشی بین اسپرم ها و تخمک قدم گذاشتید.

حدود ۸ میلیون اسپرم پدرتان در معرض یک عدد تخمک مادرتان قرار داشت.
حالا کدام اسپرم باید با این تخمک لقاح انجام دهد تا نطفه ای ایجاد شود و شما
در آن دمیده شوید؟
هیچ چیزی بر اساس تصادف و شانس نیست.

 

اسپرم

 

آن اسپرمی که دارای ارتعاش هماهنگ با تخمک بود به سمت آن کشیده می شود و با آن لقاح انجام می دهد چرا که این قانون دنیاست که شبیه شبیه را جذب می کند.و بر این اساس شبیه ترین اسپرم به تخمک از لحاظ ارتعاشی به سمت آن حرکت کرده و اینجا نقطه ی عطفی برای شما بود. و شما آگاهانه و با اختیار خودتان در این نطفه ی فیزیکی دمیده شدید و به آن حیات بخشیدید.

در این لحظه شما تمام وقایع دنیای قبلی را فراموش کردید. چرا که باید فراموش می کردید تا در این دنیا دچار سردرگمی نشوید. شما الان به یاد ندارید که خودتان با اختیار خودتان لحظه ی تولد و مکان تولدتان را برگزدید. ولی زمانی که رسالت ارتعاشی خودتان را به سرانجام برسانید و پرده های ناآگاهی و فیلترهای ذهنی کنار روند شما به یاد خواهید آورد هر انچه را قبلا از یاد برده بودید.

شما خلق شدید برای یک هدف نهایی که آن تکمیل هماهنگی ارتعاشی خودتان با منبع و منشا خودتان هست. در واقع شما خلق شدید برای یکی شدن با خودتان.

در این زندگی زمینی شما افرادی را به سمت خودتان جذب می کنید که شما را در تکمیل رسالت ارتعاشی تان یاری کنند.
تمام افرادی که وارد زندگی شما می شوند حامل پیامی برای شماست.
تمام هنر شماست در این هست که بتوانید درک کنید که افرادی که وارد زندگیتان می شوند برای چه منظوری آمدند.

در این زندگی اشخاص زیادی نیز از زندگی شما خارج خواهند شد چرا که هماهنگ با بسامد ارتعاشی شما نیستند.
و شما مثل اکثر مردم از رفتن دیگران ناراحت می شوید ولی بدانید که آن ها باید بروند چون هم ارتعاش با شما نیستند.
آن ها باید بروند چرا که وظیفه ی آنها در روند تکمیل رسالت شما به پایان رسیده.

شما در یک طرح عظیمی به نام زندگی فقط افرادی را در کنار خودتان خواهید داشت که هماهنگ با ارتعاشات شما باشند.
هر شخصی که به شما احساس ارامش می دهد دقیقا هم ارتعاش با شماست
و افرادی که شما را ناراحت یا مضطرب می کنند ان ها تضاد ارتعاشی شدیدی با شما دارند و باید از زندگی شما حذف شوند.
بسیاری از مردم تلاش میکنند به هر نحوی شده اینگونه افراد را در کنار خودشان نگه دارند ولی غافل از اینکه با این کار شما نمی توانید رسالت ارتعاشی خودتان را تکمیل کنید.

شما فقط مجاز هستید کارهایی را انجام دهید که به شما احساس خوبی می دهند
مجاز هسنید افرادی را در کنار خودتان نگه دارید که به شما احساس ارامش می دهند
چرا که احساس خوب یعنی هماهنگی شما با خالق خودتان
ولی وقتی حال بد یا احساس ناخوبی در شما ایحاد می شود این بدان معناست که شما از مبدا و منبع خودتان دور می شوید.

پس به یاد داشته باشید که همه چیز بر اساس ارتعاش و ویبره بنا شده. و شما تمام هنرتان در این هست که بتوانید در هماهنگی و همسویی کامل با سرچشمه ی خودتان با منبع خودتان باشید.
و یکی از بهترین کارها برای همترازی ارتعاشی با خالق خودتان سپاس گذاری قلبی لحظه ای هست.
شما باید شاکر باشید برای تک تک لحظات زندگی خودتان. باید ارتعاش سپاس گذازی ار قلب شما به فراسوی کیهان ساطع شود.
سپاس گذازی های قلبی شما پلی است بین جهان مادی و ماورای کیهان جایی که منبع اصلی شماست. جایی که از آنجا ریشه هایتان جان گرفتند و به سوی این زندگی زمینی رهسپار شدید.
سپاس گذازی قلبی شما زمان و مکان را در هم می آمیزد و تضادهای ارتعاشی وجودی شما را حتی قبل از تولد هماهنگ و همراستا می کند با خالق خودتان.
پس حتی می توانید برای قبل از خلق شدنتان نیز سپاس گذاز باشید
و خودتان را در میدان ارتعاشی خالق خودتان قرار دهید در این صورت زندگی شما طعم بسیار زیبایی پیدا می کند و شما قدرت خلق بسیار بالایی خواهید داشت .
وقتی خودتان را هماهنگ با منشا خودتان می کنید تمام افکار شما با قدرت بسیار بالایی در جهان فیزیکی خلق خواهند شد
تمام اتفاقات و رویدادها به نحوی برنامه ریزی می شوند که رسالت ارتعاشی شما تکمیل شود و زندگی بسیار خاصی را تجربه کنید.

 

نویسنده و محقق: میلاد پاکار